امروز جمعه 31 فروردین 1397 - Fri 04 20 2018

آخرین زمان بروزرسانی 07:27:13

خبر خوان

فیس بوک

تیوتر

بشر - انسان - آدم(9) زمان ما – زمان آنها بخش اول پیگمه ها

  • مشاهده در قالب PDF
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

به نام خدا

بشر- انسان – آدم قسمت (10) زمان ما - زمان آنها بخش اول پیگمه ها

سایر انواع انسانهای  قرن بیستم  درکنار ما (بخش اول پیگمه ها )

گرد آوری و تحقیق از فضل الله نمازی میبدی

فرضیه نئو تِنی  (Neoteny)

این فرضیه قدیمی که یکی از معتبر ترین فرضیه های توجیح شباهتها ژنتیکی و تفاوتهای ظاهری انواع انسانریختها و انسانها می باشد. کار خود را از شباهت 96 درصدی شامپانزه ها  با انسان ها و البت تفاوت ظاهری بسیار زیاد آنها با ما شروع نموده است. به راستی با این همه نزدیکی و شباهت ژنتیکی چرا اینهمه تفاوت ظاهری بین ما وجود دارد؟ این فرضیه چنین می گوید. این چند درصد اختلاف فقط باعث طولانی تر شدن دوران جنینی ما گردیده است .و در حقیقت ما جنین نارس به دنیا می آئیم و البته نارس از دنیا می رویم . واگر زمان لازم جهت رسیدن کامل را در بطن مادر بمانیم هرگز امکان به دنیا آمدن نداریم .و اگر هم با مرگ مادر  متولد شویم چهرهای مشابه شامپانزه ها خواهیم داشت. البته این فرضیه که در دانشگاه های معتبری مانند کمبریج تدریس شده و در فهرست تارخ علم کمبریج می باشد.به طرز شگفت انگیزی ناقص مانده است. زیرا همانگونه که قبلا به عرض رسید . دویدن روی دوپا مثلا به دنبال شکار به لگن خاصره باریک تر و در نتیجه حفره کوچکتری نیاز دارد. که خود به خود  زایمان را دشوار نموده و جنین باید به صورت نارس و با اسکلت نرم به دنیا بیاید. وگرنه از حفره حدود 9 سانتیمتری لگن خاصر  عبور نمی تواند بکند. این قاعده در مورد همه انواع انسانهای شبیه ما بر قرار است.ودر مورد  ریز نقشها سخت تر است.

 

کلیه گونه های فوق الذکر منقرض شده اند. ولی در حال حاضر به جز انسان خردمند جدید که با تنوع رنگ پوست در طیفهای مختلف و مختلط سیاه ،سفید، زرد و قرمز در سراسر جهان پراکنده اند ، سه نوع دیگر انسان بر روی این سیاره زندگی می نمایند. که البته نسل در حال انقراضی دارند . و قسمتی از این بحث را تشکیل خواهند داد. باید دانست که تنها گونه تولید کننده مواد غذائی ما هستیم و سایر گونه های متاخر مصرف کننده (شکارچی و گرد آورنده ) بوده اند. که البته هرگز به وسایلی مانند یخچال و فریزر احتیاج نداشته اند. زیرا به اندازه مصرفشان شکار نموده و یا تغذیه گیاهی می نمودند.

انواع دیگر انسانها که در حال حاضر در کنار ما زندگی می نمایند.

الف- پیگمه ها انسانهائی سیاه پوست و ریزه نقش که 10000 سال جدای از سایر انسانهای قاره آفریقا در جنگلهای استوائی زندگی نموده اند.و از زمان یونان و مصر باستان شناخته شده بودند.متشکل ازچندین گروه قومی با جثه هایی کوچک، ساکن در جنگلهای استوایی افریقا. مهمترین گروهها در بین پیگمه ها عبارت اند از توآها، آکاها امبوتی ها، بینگاها، باکاها، و گِلیاِفه ها. مجموع جمعیت پیگمه ها کمتر از 200هزار نفر است و آنها را باید احتمالاً ساکنان بومی جنگلهای استوایی افریقا، پیش از ورود مردمان کشاورز از سایر مناطق به آن، دانست. پیگمه ها در دسته های کوچک کوچ کننده، شکارچی گردآورندة خوراک، زندگی میکنند، اما با مردم ساکن در این منطقه نیز مبادلات تجاری دارند. پیگمه ها از دوران مصر و یونان باستان در مناطقی خارج از مناطق زیستی خود شناخته شده بودند. آنها در حال حاضر در بخشهایی از جمهوری افریقای مرکزی، کامرون، جمهوری دموکراتیک کنگو (زئیر پیشین)، بوروندی، گابون، روآندا، سودان و اتیوپی دیده می شوند. آنان از دیرباز در مسکنهایی تک اتاقی، کندوشکل و ساخته شده از شاخ و برگ و ساقة گیاهان زندگی می کنند.


دربارة پیگمه های امبوتیِ ساکن جنگل ایتوری در کنگو این فرضیه مطرح است که آنان نزدیک به 10هزار سال در این جنگلها از سایر مردمان افریقا جدا بوده اند. به نظر میرسد که این گروه به همراه سانها  بارزترین مشخصات وراثتی را به مثابة افریقاییهای نخستین داشته باشند. همچنین به نظر میرسد که قد کوتاه آنان (در مردان 147 سانتیمتر و در زنان 142 سانتیمتر) در بیرون راندن حرارت و بهبود تعریق یا به عبارت دیگر انطباق بهتر با شرایط محیط گرم و مرطوب جنگل مؤثر باشد. امبوتیها در دسته های کوچک، حدود 30 خانوار، زندگی میکنند که البته اندازه و ترکیب خانوارها بنابر میزان دسترسی  به منابع شکار و گیاهان متغیر است.

آنان برای تأمین پارچه و فلز به همسایگان کشاورز احتیاج دارند و در مقابل این کالاها، یا محصولات جنگلی عرضه میکنند یا به عوض برایشان کارگری میکنند. ازجمله مناسک روستایی رایج بین آنان مراسم ختنه است. همجواری پیگمه ها با همسایگان کشاورزشان سبب شده است که زبان اصلی پیگمه ها از میان برود و آنان غالباً به زبان همسایگان خود سخن گویند. درحال حاضر، با تخریب جنگلها، پیگمه ها ناچارند یا به مناطقی دوردست تر در جنگل پناه ببرند یا در جماعتهای کشاورز جذب شوند در گذشته به عنوان دست آموز برده انسانهای هوموساپینس همسایه خود بوده اند. ولی پس اینکه اروپائیان خود سیاهان را برای چند قرن به بردگی کشیدند.ظاهرا این کردار نیز منقرض شده است.


برادران امیدوار جهانگردان ایرانی در دهه های گذشته با آنها بر خورد داشته وشرحی از احوال آنها را ارائه داده اند.

مردم قبیله پیگمه متعلق به جنگل هستند و جنگل متعلق به آن هاست. پیگمه‌ها که برده و بنده‌ی سایر قبایل شمرده می‌شوند سایر سیاه پوستان آفریقا را مزاحمان متجاوز می‌نامند افراد پیگمه کوتاه‌ترین قامت‌ها را دارند و متوسط قد آنان یک صد و بیست هفت سانتی متر می‌باشد، اما از عضلات ورزیده و پیچیده‌ ایی برخوردارند. در حالیکه ارتفاع متوسط قد بومیان شرق آفریقا، قوم دینکا و ماسایی که در منطقه باز و آفتابی به سر می‌برند، در حدود دو متر می‌باشد کلبه‌های اختصاصی برای هر خانواده، از شاخ و برگ درختان به ارتفاع تقریبی یک متر و به صورت مدور در کنار یکدیگر دیده می‌شدند با سرعت عجیبی در پیچ و خم‌های جنگل می‌دوند، پاهای پیگمه‌ها نسبت به بدن شان کوتاه و کلفت است. کله‌های آنان گرد و فاصله‌ی میان دو چشم آنان بسیار زیاد و بینی‌های‌شان هم خیلی پهن و به اندازه‌ی گشادی دهان شان است .

اما برخلاف سایر سیاه پوستان آفریقایی پیگمه‌ها آدم‌های قانع و صبوری هستند. آن‌ها بدون هیچ انتظاری برای هر کس کار می‌کنند برای نمونه به مجرد این که فهمیدند ما بی آزاریم با ما طرح دوستی ریختند حتی یک روز رییس قبیله «ماکومی» با پیوند خون خویش با ما صیغه برادری جاری کرد، او دست‌های خود و دست ما را برید و خون‌ها را مخلوط کرد و نوشید اما به ما تکلیف نوشیدن نکرد. پیگمه‌ها اصلاً خشمناک نمی‌شوند مگر آن‌که به آنها بخندند و مسخره‌شان کنند آن‌ها با بو کشیدن محل پنهان‌گاه حیوانات به خصوص فیل‌ها را پیدا می‌کردند .

برای جمع آوری عسل از کندوهای زنبورهای جنگلی خیلی سهل و آسان از درختان سر به فلک کشیده با سرعت و مهارت فوق العاده‌ای بالا می‌رفتند، آن‌ها می‌گفتند که صدای حیوان کوچکی به نام «چاملیون» سبب راهنمایی آنان به کندوهای زنبور عسل در کرانه‌های جنگل می‌شود. چرا که گویا این حیوان عادت دارد به مجرد احساس بوی عسل صدای مخصوصی از گلوی خود بیرون بدهد، آن‌ها برای دست یافتن به کندوهای زنبوران عسل درختان را از تنه می‌سوزانند و پس از آن که زنبوران پراکنده شدند کندوها را محاصره می‌کنند پیگمه‌ها در شکار فنون مختلف و جالبی به کار می‌برند و ابزار و وسایل شکار آن‌ها تیر و کمان و نیزه‌های مختلفی بود که نوک آن‌ها با نوعی زهرگیاهی آغشته و همیشه آماده‌ی استفاده است

آن‌ها که از نزدیک شدن به گوریل‌ها وحشت زیادی داشتند برای شکار این حیوان ابتدا در پشت بوته‌ها پنهان شده، دو انگشت خود را به وضع مخصوصی در بینی کرده و با باد انداختن در گلو صدای ماده گوریل را تقلید می‌کردند، دیری نگذشت که پاسخ آن صدا شنیده شد و رفته رفته هیکل پشم آلود و عظیم یک گوریل به چشم خورد که مشغول کندن میوه‌های جنگلی بود و به ناگهان در همان حال مورد اصابت چند تیر از نیزه‌های پیگمه‌ها قرار گرفت اما چون تیرها به محل موثری اصابت نکرد گوریل که سخت به خشم آمده بود با حالتی وحشیانه دست‌های اش را به سینه می‌کوبید به سوی یکی از پیگمه‌ها حمله کرد و چند قدمی بیش نمانده بود تا آن پیگمه در چنگال‌های قوی او خرد و خمیر شود که توانست پا به فرار گذارده و از آن جا بگریزد که بدین ترتیب غائله پایان یافت .

پیگمه ها از نظر انسانشناسی  بسیار به ما شبیه هستند. و در حقیقت  همان مشکل  زایمان  راست قامتان به دلیل کوچک شدن حفره لگن خاصره را حتی شاید بیشتر از ما داشته باشند. و به همین دلیل  نوزادان , و حتی خود آنها نیز  جنین های نارس هستند که به طرز معجزه آسائی به دنیا می آیند. و البته تا آخر عمر نارس  باقی مانده و هرگز به شکل یک انسانریخت پشمالوی بالغ در نخواهند آمد. علی الرغم دستان و انگشتان مناسب  خلاقیت ، ذهن پیگمه ها هرگز توانائی خلق و ساختن چیزی را نداشته است . یعنی اصلا  برای آنها کاشتن و بافتن وپرورش دادن و در نتیجه داشتن و مالک بودن و ذخیره کردن ، دارای مفهوم نمی باشد. چه رسد به مقولات پیچیده علمی  . و فقط در حد دیدن و برداشتن و گرفتن و البته به اجبار دسته جمعی شکار کردن و در نهایت روی آتش کباب کردن و پختن بدون استفاده از ظروف لازم را از قبل از تلاقی با انسانهای مدرن می دانسته اند.  اگر اکنون مجبور شده اند دام داری نمایند. هرگز نسبت به آن حسی مشابه حس ما را ندارند. و هر لحظه ممکن است دامهای خود را شکار نمایند. و اگر اجبارها برداشته شود مجددا فقط شکارچی و جمع کننده هستند. آنها را خجالتی خوانده اند . زیرا احساسات مشابه آدمی را برایشان تصور نموده اند. در حالیکه واکنش آنها در برخورد با بیگانگان مانند پنهان شدن نوعی برخورد وحشی است . نا گفته نماند که آنها زبا مخصوص خودشان را از دست داده و به زبان  همسایگانشان صحبتمی نمودند . پس توانائی آموختن را داشته اند.ولی با این وجود این جمله  جهانگردان ایرانی که وقتی فهمیدند  ما  بی آزاریم با ما طرح دوستی ریختند ، برای  همه نوع ما خجالت آور است. انسانهای ابتدائی باید بفهمند که برخی از هوموساپینس ساپینس ها بی آزار هستند تا با آنها دوست شوند. در حقیقت آنها نیز طعم شرارت استعمارگران انگلیسی را چشیده بودند . و آدم ها را به دو نوع بی آزار(مانند جهانگردان ایرانی ) و ........... تقسیم نموده بودند....ادامه دارد.

بازگشت به قسمت  (8)

پیگمه , برادران ,امید وار, نئوتنی ,شامپانزه ,بشر, انسان ,آدم ,,شکارچی ,, گرد آورنده ,جمهوری ,افریقای ,مرکزی، ,کامرون، جمهوری ,دموکراتیک ,کنگو ,زئیر ، بوروندی، گابون، روآندا، سودان , اتیوپی , امبوتیها ,pigmy,pigmies,

آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 27 اسفند 1393 ساعت 16:55

افزودن نظر

دستورات حفظ اسرار کاربران در این تارنما فعال می باشد

کد امنیتی
تصویر جدید

out of the un known

    IN THE NAME OF GOD    
READ_MORE_TEXT
in the name of god   COLOSSEUM,Aspe
READ_MORE_TEXT
    مرگ در پاریس : ا
READ_MORE_TEXT
کهکشان های رنگی click
READ_MORE_TEXT
  به نام خدا     ع
READ_MORE_TEXT
بنام  خداوند جان  و
READ_MORE_TEXT
    اسرار بینائی  
READ_MORE_TEXT
/به نام خدا وند گردون س
READ_MORE_TEXT
محل کنونی شما