امروز شنبه 31 شهریور 1397 - Sat 09 22 2018

آخرین زمان بروزرسانی 07:27:13

خبر خوان

فیس بوک

تیوتر

بشر -اانسان -آدم (8) نئاندرتالها بخش دوم

  • مشاهده در قالب PDF
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

به نام خدا

بشر انسان آدم قسمت هشتم

داستان نئاندرتالهابخش دوم


نئاندرتالها با قد کوتاه و هیکل تنومند وچشم های آبی ،  موهای قرمز روشن با آب و هوای سرد شمالی ترین نقاط اروپا وفق داده شده بودند ودر طول مدت یک دوره گرم شدن آب و هوائی تغییرات وسیع آناتومیکی نمودند. آنها رشد دندانی سریعتری نسبت به  آنتکسسورها وهایدلبرگ ها  داشتند .که نشان دهنده رشد بدنی عالی و اینکه آنها سریعتر از آنتکسسور ها بلوغ یافته  و الگوی مینای دندان نئاندر تالها بالغ شدن آنها در 15 سالگی را نتیجه می دهد.این تفاوت خاص بین نئاندرتالها و هوموساپینس ها ناشی از یک سازگاری آب و هوائی  درآنها  است.  شواهدی موجود است که آنها از بیماران گروه خود مراقبت می نمودند. آنها در گروههای کوچک حرکت می نمودند. شاید در یک قلمرو گروهی  فصلی  و با شکار مقاومتی  معیشت می نمودند. مثلا گوزن باستانی در ا ین شکار  آنها از تکنولوژی تیر و کمان بی بهره بودند  پس برای یک شکار مقاومتی باید یک برنامه ریزی هدفمند گروهی داشته باشند. استخوانهای جانوران یافت شده اکثرا مربوط به گونه های سردسیری مانند گوزن قطبی ، گاومیش کوهان دار، موش و روباه قطبی  و ماموت می باشند.یک نیزه چوبی یافت شده در دنده های اسکلت یک فیل  درلهرینگن آلمان ویک لکه قندی روی گردن یک اسب به دست آمده در  سی یه را  اسپانیا از آثار شکار نئاندرتالها هستند.انبوه  استخوانهای کرگدن های جوا ن در یکی از غارها در کراپینای کوروواسی حاکی از  یک بازی بزرگ خطرناک بوده است . آنها با شکارچیان غارتگر دیگر رقابت نداشتند. و فقط روی نتایج  وعایدات شکار پر انرژژی خود متمرکز بودند.هزینه سنگین آن زخمهای عمیق کهنه روی آثار به جا مانده از نئاندرتالهاست.مطالعه روی فسیل 17 نئاندر تال آثار  27آثار جراحت و زخم را به نتیجه داشت.

آنها از نیزه های چوبی 2.4 متری استفاده می نمودند که گاها مجبور بودند شدیدا به شکارهای غول پیکر خود نزدیک شوند. ابزارتیغه سنگی نئاندرتالها در دسته بندی کلاس موستریان قرار می گیرید. که تیز تر از ابزار هوموارکتوسهای هم دوره و حتی اخیر بوده است.برخی انسانهای اخیر نیز از ابزار موستریان نئاندرتالها به عنوان تبر دستی،  سوراخ کننده ، و چاقوها استفاده مینمودند. که بین نئاندرتالها و غیر نئاندرتالها مشترک بوده است. آنها در طول تاریخ  100 هزار ساله خود  تغییرات بسیار کمی را در ابزار های خود دادند  . آنها هرگز از استخوان ، شاخ (گوزن) و یا عاج (ماموت یا فیل ) برای ابزار سازی استفاده ننمودند.  ولی از چوب به عنوان نیزه استفاده نمودند . و همچنین از آتش . آنها از شکار های خود برای ابزار سازی استفاده ننمودند. در اواخر تاریخ وجودشان آنها از روی رقابت با  انسانهای مدرن ابزارهای پیچیده تری را نیز ساختند. که البته این تغییرات  خیلی دیر بود. برخی نئاندرتالها موفق به تراشیدن استخوان برای نوک نیزه های خود شدند. که در غار ویندیژا در کورواسی کشف گردیدند.



سه ناحیه ممتاز از سکونتگاه های نئاندرتالها که آثار فسیلی مشخص دارند. یکی غرب اروپا در شمال غربی فراسه با فسیلهای زیادی مربوط به قدمت  70 هزار و 40 هزار سال. نزدیک ترین آثار به اامروز مربوط  به 300/36 هزار سال  قدمت ضمن اینکه که آثار  فسیل های انسان مدرن نیز در همان نواحی یافت شده اند.مربوط به 30 تا 34 هزار سال پیش می باشد روسیه و اروپای مرکزی و شرقی آاثار قابل توجهی از نئاندر تالها ندارند. یک نمونه جالب یک بچه  دفن شده و پوشیده با جمجمه های بز مربوط به 40 هزار و 25 هزار سال پیش  می باشد. و نشان دهنده برخی انتقالات مورفولوژی  بین آنها و انسان های مدرن است. در خاورمیانه فسیل های 100 هزار ساله آنها کشف شد و سایر یافته ها  از ولز در جنوب غربی وگیبرالتار در جنوب غرب و یا نزدیک مسکودر شمال و ازبکستان در شرق، بوده اند . به طورکلی اکثر فسیل ها متعلق به 40 هزار الی  80 هزار سال پیش می باشد.  در حالی که فسیلهای انسان مدرن  در آن نواحی مربوط به 92000 الی 101 هزارسال پیش است. یعنی یک همزمانی  60 هزار ساله


مورفولوژی نئاندرتالها در مقایسه با انسانها:

این انسانهای تنومند مغزی به حجم 1200 الی 1800 سانتیمتر مکعب داشته اند. که برابر و حتی  بزرگتر از مغز انسان امروزی بوده است . آنها  استخوانی تر از انسان امروزی بوده اند. و 30٪ وزنشان را استخوانها تشکیل می داده است. تاریخچه اندام شناسی جمجمه و  بدن آنها با سایر انسانها متفاوت بوده است.نیمی از صورت آنها یک هماهنگی موضعی  با دندانهای جلوی بزرگ .نیمه دیگر  جمجه دارای  سیونس های ناسال بزرگ بوده که درنمونه های کودکان هشت الی 15  سال یافته شده آنها قابل مشاهده است. بازسازی جمجمه آنها نشان دهنده اینست که به صورت گونه ای متفاوت با انسان مدرن خلق شده بوده اند. تغییرات جمجه آنها مانند حالت چانه در دوسالگی کامل می شده است. مورفولوژی گوش داخلی آنها  هنوز مورد تحقیق است. و ابروهای پیش آمده  بزرگی داشته اند. شیب ملایم در پیشانی و دماغ بزرگ . و پا ها و بازو های کوتاه که همان گونه که قبلا  عرض شد. مناسب  زندگی  در میط های سرد می باشد.دقت بر روی مفصل های  استخوانهای پا  پیشنهاد می دهد که آنها معمولا خمیده راه می رفته اند.

قوی ترین آثارتفاوت بین نئاندرتالها و انسانها در مو رفولوژی لگنهای خاصره آنها پیدا می شود. تفاوتهائی که در مفصل  لگن و نشیمنگاه و تیغه های لگن است.


انگشتان نشانه بزرگ و گرد- استخوان انگشت  تنومند.- قفسه سینه با محفظه بزرگ –استوانه  فمورال قوی و خمیده-شیار تکیه گاهی روی کتف ها برای  اتصال قویتر ماهیچه ها –  بازوی کوتاه خمیده متصل به  با کتف- حفره لگن بزرگ – ران کوتاه تر – ترقوه بلندتر با مفصل قوی تر-کاسه زانوی بزرگتر و قوتر- استخوان پس سر تورفته-ابروان برآمده – برآمدگی شدید در کنار روزنه گوش


انقراض – با پدیدار شدن انسان مدرن در اروپا با  تکنولوژی پیشرفته حدود 40 هزار سال پیش نئاندرتالها شروع به ناپدید شدن نمودند. حدود 35000 سال پیش درجه حرارت محیط رو به کاهش گذاشت. و آثار اخیر یافته شده از آنها  بیشتر  در غارهای کنار دریای جنوب اسپانیا به صورت ایزوله می باشد. بعضی از ابزار متعلق به 29000 سال پیش است. آنها همچنین در کورواسی تا 28000 سال پیش و در اسپانیا تا 30000 سال پیش زندگی نمودند. آثار جمعیت نئاندرتالهای کورواسی دارای هویت های بدنی  انسان مدرن می باشند. نئاندر تالها از فرانسه ، اسپانیا (زافارایا) ، و احتمالا ایتالیا (کاوالو) بین 32 ال 36 هزار سال پیش نابود شدند. و فرصت کافی برای نمو در در بین انسانهای مدرن 31 هزار سال پیش انگلستان و آلمان را نداشتند. یک فسیل 24 هزار و پانصد ساله از یک کودک انسان مدرن  دفن نشده در پرتقال که نشانه هائی از نئاندرتالها را در خود دارد. احتمال تزویج این دو گونه را بیان می نماید. هر چند آزمایشات  دی ان ای  نشان می دهدکه دوگونه از یک نیای مشترک  در 500 هزار سال پیش هستند. ولی انسان مدرن فاقد آثار ژن تیکی  نئاندرتالها می باشد.،یعنی مزاوجتی بین آنها از 50 هزار سال پیش نبوده است ، ولی به نظر می آید ابهاماتی  در این مورد وجود دارد که شاید با کشفیات جددید در دانش ژنتیک  روشن گردند.

یک نظریه جدید در مورد انقراض نئاندرتالها (طنز بزرگ در تاریخ استعمار)

نئاندر تالها با جمعیت کوچک 100 هزار نفر خود به صورت نظاره گر در کنار انسانها پرسه زده و البته در فرصت های مناسب به قتل غارت آنها پرداخته اند. چون سر از  روحیه تولید و پرورش  مایحتاج که در آنها بود  در نمی آوردند. ذهن آنها  برای معیشت  فقط شکار و کشتن و البته از درخت برداشتن را می شناخته است. و هرگز نتوانستند کشاورزی یا دام داری نمایند. بنابر این چیزی به عنوان مالکیت و اختصاص را درک نمی نمودند. هر موجود زنده ای به غیر از خودشان را فقط برای کشتن و خوردن مناسب می دانستند. با توجه به نقش و دخالت انگلیسیها در هم نوع کشی ها ی دسته جمعی هومو ساپینس  ساپینس ها (انسان های مدرن ) در سایر کشورها وتوحش ثبت شده تاریخی در استعمار گری های آنها و رفتار با سیاه پوستان در دوره برده داری و قتل و غارت مردم هند و آفریقای جنوبی و همچنین برخوردهای وحشیانه با گونه های دیگر انسانها که انسان مدرن نیستند و به دست انگلیسیها در حال انقراض می باشند . مانند بومیان استرالیا و بوشمن ها و پیگمه ها  در آفریقا ،‌ افروختن دو جنگ جهانی  با میلیون ها کشته از انسانهای مدرن وهمچنین چشمان آبی و موهای روشن هیکل تنومند لرد ها و سیاستمدارانشان .وطراحی  جامعه دزدان دریائی که کشتی های حامل طلای غارتی  قاره آمریکارا از دست سایر استعمار گران با شیوه قتل و غارت ، زورگیری نموده و تقدیم شاهان انگلستان می نمودند،و اینکه کلیه گروه های تروریست مانند القاعده و داعش در لندن طراحی و مورد سو استفاده سیاسی قرار گرفته اند .و این نکته که اروپا  زیستگاه اصلی نئاندرتالها بوده است ، همچنین وجود موجودی مثل درا کولا و خون آشامها با دندانهای نیش بزرگ ، در فرهنگ ملی آنها تائید کننده تمایلات اولیه و ابتدائی برای خوردن سایر گونه های انسانی توسط آنها دارد. می توان نتیجه گرفت انگلیسیها باقی مانده نئاندرتالها هستند.که بر اثر نوعی بیماری واگیر دار  جمجمه ، حجم مغز ، فک و دندانهای نیش و  هیکلشان کوچک شده و با کاهش میزان چربی ذخیره در بدن  ، وادار به پوشدن لباس شده واز مناطق سرد سیر دور و در جزیره سکنی گزیده اند. و این سوال که چرا ناگهان نئاندر تالها از روی زمین ناپدید شدند. جواب مناسبی پیدا می نماید. و آن اینکه گونه آنها منقرض نشده بلکه بر اثر نوعی بیماری واگیر دارجمجمه ،‌حجم مغز و فک و اسکلتشان کوچک شده و به صورت انگلیسیها در آمدند.آنها از هیچ تلاشی برای نابودی سایر گونه های انسانی مانند انسانهای مدرن ، بومیهای استرالیا ، بوشمن ها و پیگمه ها فرو گزار ننموده و نمی نمایند. آنها حتی شامپانزه ها را رقیب خود در شکار میمونها می دانسته اند. دولتهای امپراطوری روم آنها را وحشی و بربر دانسته و همواره مجبور بودند، در مقابل وحشی گری های آنها ، آنها را به بدترین وضعی سرکوب نمایند. اجداد آنها یعنی نئاندر تالهای کلاسیک اولیه بر خلاف  اجداد ما صرفا  شکارچی و جمع کننده بودند. و با کشاورزی و نگهداری و پرورش دام میانه ای نداشتند. بلکه ترجیح می دادند . به غار های انسانها حمله نمایند. و آذوقه و ذخایر آنها را غارت نمایند. حتی گاها آنها را برای تصرف غارو آذوقه اشان قتل عام می نمودند. ابزار های نئاندرتالها به تبع ذهن آنها فقط برای شکار و کشتن انسانها و سایر موجودات مناسب بوده و هرگز تناسبی با کارهای تولیدی نداشته است.در حقیقت  چند قرنی که انگلیسیها  جهان را در تصرف خود گرفته بودند را می توان دوره تسخیر زمین به دست باقیمانده  نئاندرتالها نامید . ودر حقیقت فیلم سیاره میمونها نیز بر اساس اسناد به جا مانده از آن دوران تهیه شده  ولی به دلیل ملاحضات سیاسی  فقط جای نئاندرتالها را با شامپانزه ها  تعویض نموده بودند. دیگر نمونه این ملاحضات سیاسی  تعاریف و تمجید هائی بود که در دهه 1960 و1970  از نئاندرتالها نمودند. وحتی آنها را احساساتی تر و مهربانتر و صلح طلب تراز  انسانهای مدرن تلقی نمودند. تا جائی که ادعا نمودند نئاندرتالها برای مردگان خود مراسم سوگواری برگزار نموده و فسیل های گلبرگها را در کنار اسکلت آنها پیدا نموده اند. و تا جائی پیشرفتند که انقراض آنها را به دست انسانها مطرح نمودند. ولی چون مستندات علمی نداشتند. تئوری مغلوبیت ژنتیکی را مطرح نمودند. و به این ترتیب آنها را عاشق پیشه تر و حتی زیباتر از انسانها معرفی نموده و دلایلی برتمایل مزاوجت انسانها با آنها تراشیدند. ولی علم ژنتیک وجود  آثار  ژنتیکی آنها در انسانها را رد نمود. و در نهایت داستان آنها را نا تمام نامیدند. ادامه داد .........

بازگشت به بشر - انسان - آدم  قسمت هفتم


 

 

بشر ,انسان ,آدم ,نئاندرتالها, , آنتکسسورها ,هایدلبرگ ,هوموساپینس, با شکار و گوزن باستانی , تیر و کمان بی بهره بودند  پس برای یک شکار مقاومتی , گوزن قطبی ، گاومیش, کوهان دار، موش , روباه قطبی , ماموت , نیزه ,چوبی, فیل ,لهرینگن, آلمان , سی یه را , اسپانیا , هوموارکتوسهای , ابزار, موستریان, , تبر دستی،  سوراخ کننده ، , نیزه ,غار, ویندیژا , کورواسی , مورفولوژی , لگن , نشیمنگاه , تیغه های لگن, زافارایا, ایتالیا ,کاوالو, بومیان استرالیا , بوشمن ها , پیگمه ها , آفریقا ،‌ , قتل و غارت ، زورگیری , تروریست , القاعده , داعش , لندن , درا کولا , خون آشامها , جمجمه ، حجم مغز ، فک , دندانهای نیش , هیکلشان , اسکلتشان , انگلیسیها , شامپانزه ها را رقیب خود در شکار میمونها , امپراطوری, روم ,وحشی , بربر , جمع کننده, با کشاورزی . نگهداری و پرورش دام , سیاره, میمونها , احساساتی ,مهربانتر , صلح طلب

آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 27 اسفند 1393 ساعت 16:55

افزودن نظر

دستورات حفظ اسرار کاربران در این تارنما فعال می باشد

کد امنیتی
تصویر جدید

out of the un known

    IN THE NAME OF GOD    
READ_MORE_TEXT
in the name of god   COLOSSEUM,Aspe
READ_MORE_TEXT
    مرگ در پاریس : ا
READ_MORE_TEXT
کهکشان های رنگی click
READ_MORE_TEXT
  به نام خدا     ع
READ_MORE_TEXT
بنام  خداوند جان  و
READ_MORE_TEXT
/به نام خدا وند گردون س
READ_MORE_TEXT
    اسرار بینائی  
READ_MORE_TEXT
محل کنونی شما