امروز پنجشنبه 28 تیر 1397 - Thu 07 19 2018

آخرین زمان بروزرسانی 07:27:13

خبر خوان

فیس بوک

تیوتر

بشر - انسان - آدم (5) اولین ابزار سازان

  • مشاهده در قالب PDF
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

به نام خدا

با پوزش از تاخیر در ارائه این قسمت که دلیل آن ایجاد یک منوی ویژه جدید و اختصاصی در تار نما بوده است.

بشر - انسان - آدم - قسمت سوم - اولین ابزار سازان

گرد آوری و تحقیق و تحلیل مهندسی از فضل الله نمازی میبدی

انسانریختهای (ایپها) اولیه به عنوان یک گروه زیست شناسی 25 برابر عمر گونه ما در مکانهای مختلف رشد نموده و شکوفاگردیدند. یعنی برای چهار میلیون سال با مغزی کمتر از یک سوم مغز ما ، در بقای خود توفیق یافته اند.آنها برای این منظور باید به درختان بسیار مرتفع و شاخه های بالاتردرختان تنومند و بسیار بلند ماقبل تاریخ که گربه سانان امکان دسترسی به آنها را نداشته باشند ، رفته و مسکن  می گزیدند. در حقیقت آنهائیکه  بازوان و کتفها و دستان قویتر داشتند ، در امر دست یابی به شاخه های مناسب تر ، موفقتر بودند . و نقش فیزیک بدنی مهمتر از فعالیت فکری بوده است. (دوستی به شوخی می گفت که هر ماه چندین میلیون ضرر بی پولی خود را می دهد. ولی در حقیقت ضرر یعنی کاهش سرمایه شخص که ایشان اصلا نداشته است). ولی آیا آنها تفاوت فیزیکی موجود بین شاخه ها و تفاوت نقش آنها ، در کیفیت زندگی و امنیت خود را تشخیص می داده اند ؟ و چگونه به شاخه خود قانع می شدند.؟ برای هر سوالی که پاسخی پیدا نمائیم تعدادبیشتری سوال جدید را در پیش روی خود می بینیم .آنچه مهم است حاکمیت قانون ژنتیک در طبیعت است. نگاهی به زیست محیط جنگلهای امروز آمریکای جنوبی مانند آمازون و آند . و تنوع گونه های زیستی آنها بیانگر اینست که توالی ژنتیکی در جهت افزایش گونه های حیاتی برنامه ریزی شده است. فقط به این روش  ساده که رونوشت برداری ژنیوم هنگام تولید مثل ،دقیق نبوده و دارای اندکی خطا می باشد. و به نظر اینجانب  در صورت شرایط مساعد بقا ، از بین میلیونها شبیه سازی غیر دقیق از یک گونه ، گروه هائی مشابه یکدیگر  پدید آمده وتولید مثل آنها بایکدیگر در صورت وجود تعداد کافی و همچنین سازگاری با محیط زیست آنجا ، باعث پایداری این خطا و با تکرار هزاران باره  آن  ،موجب  ایجاد گونه ای جدید ، می گردند. البته تاکید می شود : به شرط وجود شرایط مساعد بقا ی گونه جدید . ولی لزوما این گونه جدید پیچیده تر و کاملتر از گونه مبدا قبلی نیست بلکه می تواند ابتدائی تر نیز باشد. و اصولا استفاده از واژه تکامل برای این فرایند اشتباه بوده و بهتر است بگوئیم تحول  یا حتی تغییر گونه . این شرایط مناسب به قدری در آمازون مهیا ست که تقریبا گونه های جدید دائما در حال بوجود آمدن هستند. و حدود 20 درصد گونه های زیستی جهان در آنجا  یافت می شوند. و ما باید شرایط مناسب جنگلهای استوائی و بارانی آفریقا را برای تغییرات عظیم ژنتیکی ، در چهار میلیون سال پیش  تجسم نمائیم .

 

 

 

 

 

 


یافته های جدید این علم حاکی از نوعی هوشمندی ژنیوم در انسانهاست . مطالعه وضعیت زندگی افراد بالای 100 سال بیان گر بدون فرزند بودن و یا فرزندان کم آنها می باشد.که متوسط تعداد فرزندان برای هر مرد بالای 100 سال مورد مطالعه  7/1 است. و به عبارت دیگر آهستگی تولید مثل روند پیری آنها را کند نموده است .و یا ژنها به صورت هوشمندانه به سمت عمر طولانی تر تغییر نموده اند. و با دیدگاه وارونه به این نتیجه خواهیم رسید که ژنها ی مربوط به طول عمر ما با توجه به اینکه چقدر تولید مثل کرده ایم ، به ماموریت بقای ما پایان می دهند.ماموریتی که فقط برای رونوشت  برداری غیر دقیق و در نتیجه افزایش گونه های حیاتی است و نه صرفا کاملتر شدن آن . وقتی این وظیفه انجام شد ، دیگر دلیلی برای جوان ماندن ما باقی نمی ماند. ولی باز به نظر اینجانب این هوشمندی باید به طرز شگفت انگیزی با عواطف و تفکرات ما گره خورده باشد.و اصولا اطلاعات لازم را از تفکرات و عواطف ما می گیرد. زیرا اطلاعات مربوط به باروری زن فقط از طریق آگاه نمودن مرد به او منتقل و سایر عواطف پدرانه نیز پس از تولد نوزاد در مرد ایجاد خواهد شد.و ژنیوم ما با این اطلاعات شروع به تغییر می نماید. واقعا حیرت انگیز است که درون سلولهای بدن ما موجوداتی هوشمند است که آنهارا نمی شناسیم ولی متحدا هوشمندانه سرنوشت ما را تعین می نمانید.و این ، فرایند البته از سلولهای مغزما آغاز می گردد .این موجودات شباهتهای بسیار زیادی با موجوداتی که دربدن  پدر و پدر بزرگ و نیاکان ما سرنوشت آنها را تعیین نموده اند ، دارند.و با صرف نظر از نقش مادر به منظور ساده تر نمودن درک موضوع  ، حاصل رونوشت برداری غیر دقیق از آنها می باشند. وعملا سرنوشت هیچ دو انسانی دقیقا مثل هم نیست.  لطفا در این مورد بیشتر از این از من توقع نداشته باشید .وبی صبرانه منتظر نظرات شما بزرگواران دانش دوست و دانشمند هستم .

اکنون به دو و نیم میلیون سال پیش باز می گردیم.در لایه هائی از خاک که از نظر دیرین شناسان مربوط به 5/2 میلیون سال پیش است ، دانشمندان موفق به کشف ابزار هائی بسیار ابتدائی سنگی شدند. و البته برای لایه هائی مربوط به مدت پانصد هزار سال هیچ فسیل انسانی معتبری ثبت نگردیده ودر حقیقت دوام بیشتر این تکه سنگها نسبت به بافتهای جانوری باعث باقی ماندن آنها گردیده است.اما تراش دهندگان آنها چه کسانی  و کجا هستند. زیرا آسترا لوپیتکوسها مانند لوسی و سلام نمی توانسته اند سازنده آنها باشند. و فقط از اشیائ موجود در محیط مانند تکه شاخه باریک درختان و یا سنگهای قابل گرفتن در دست خود برای ضربه زدن استفاده می نمودند.


تا اینکه در لایه های دو میلیون ساله سر انجام درکاووشهای سالهای 1960 الی  1963  در تانزانیا جمجمه های جدیدی کشف شد که به دلیل  تفاوتهایشان با جمجمه های قبلی می توانستند سازنده آن  ابزار ها باشند.که در حقیقت شروع کار هومو ها یا انسان ها است.نام این ابزار ساز اسرار آمیز را هومو هابیلس  گذاشتند. بر رسی های تخصصی و آثار روی استخوانهای جانورانی مانند لاک پشتها و بزهای کوهی و اسب های آبی هم عصر در اطراف او نشان داده است ابزارهای مذکور برای شکستن و شکافتن پوسته استخوان های بلند و دستیابی به مغز آنها مورد استفاده قرار می گرفته است. ودر حقیقت هومو هابیلس از گوشت تغذیه می نموده و شکارچی بوده است.اولین فسیل به دست آمده از آنها شامل 21 عدد استخوان مربوط به دست می شد. که به دلیل شکل و قابلیت آن لقب انسان ماهر را برایشان ثبت نمود.انگشت شست به مانند انسان امروزی پهن و مناسب برای برداشتن دقیق اشیا وچنگ زدن بوده است .که می توانسته است اقدام به ساخت ابزارهای حتی بهتری  نماید. استخوانها گواه کوچکی هیکل آنها در حد آسترالوپیتکوس ها و قدی حدود سه الی چهار فوت می باشد.و البته جمجمه ای که مغزی حدود دو برابر آنها را در خود جای می داده است. بر خلاف آنها دارای پیشانی بوده و منطقه پشت کاسه چشم بزرگتر و فاصله بین آنها کمتر است . که نشان دهنده قدرت بیشتر شناخت بینائی و استدلال در مغز  است.زیرا تفاوت بین مغز حدود400cc در آسترا لوپیتسین ها و 700 ال 800  cc  در هومو هابیلس ها باعث افزایش چشمگیر قدرت های شناختی شده است.اندازه و فاصله بین اجزا جمجمه نشان از شباهت بیشتر چهره او به انسان داشته است.


به هر حال یافته های  موجود بسیار ناقص و غیر قابل استناد است. زیرا ابتدا با یک ثبات نسبی حجم مغز به مدت چهار میلیون سال از تومای تا سلام روبرو هستیم .حدود 400cc  و بعد از یک ابهام پانصد هزار ساله ناگهان با اولین گونه انسان با مغز دوبرابر ولی هم قد و قواره آنها روبرو می شویم . و پرسش اساسی اینجانب  اینست که اگر این گونه ها ارتباطی با یکدیگر دارند ، چرا مطابق قوانین زمان سنج مولکولی مقدار تغییرات درتوالی ژنتیکی آنها در واحد زمان ثابت نیست ؟ محققین برای پیدا نمودن یک توجیه قابل قبول که به وسیله آن از شکست یک تئوری که دیگر جنبه سنتی مورد تعصب ، پیدا نموده ، جلوگیری نمایند ، و به هرترتیب شده انسان را به انسانریختهای اولیه نسبت دهند، شروع به کاوش های همه جانبه در آفریقا نمودند. ولی تنها نتیجه کار آنها رسیدن به نوعی تناوب در تغییرات آب و هوائی آن قاره به خصوص در اطراف دره شکاف بوده به شکلی که با  کاوشهائی که در لایه های مختلف زمین و حتی کف اقیانوس صورت پذیرفت  وبر رسی شواهد و  آثار به جا مانده از موجودات دریائی مانند صدفها در صحرای امروزی و شنهای صحرائی در لایه های کف اقیانوس ،سر انجام  دریاچه ای باستانی در دره شکاف کشف گردید که در طول میلیونها سال بارها به آهستگی خشک شده و به صحرا تبدیل شده و دوباره ناگهان پدید آمده است .و همراه آن رودخانه ها وجنگلهای گرمسیری جای صحرا را گرفته اند. و تلاش نمودند این تفاوت عظیم در شکل فیزیکی  اولین انسانها با آخرین انسانوارگان را به این تغییرات عظیم آب و هوائی نسبت دهند. که البته به نظر اینجانب قرائن به دست آمده از تحقیقات انجام شده به هیچ عنوان بازگو کننده چنین ارتباطی نمی باشند. زیرا قبل از هر چیز وجود پانصد هزار سال ابزار سنگی نشان دهنده وجود  پانصد هزار ساله سازندگان آن است . حتی اگر جمجمه ای یافت نشده باشد. در مورد آن بیشتر می توان به یک شرایط عاری از امنیت لازم ،جهت به جا ماندن  سنگواره ها ، گمان برد . مثل نبودن آتش در کنار آنها و یا کشف نشدن غارها ی  مناسب و زندگی غار نشینی ، عدم وجود احساس مواظبت از یکدیگر (مانند آنچه در هومو ارکتوس ها وجود داشته است. ) و یا حتی عدم زندگی و شکار گروهی  ، آنها را به شکارهای سهل الوصول برای جانوران دیگر تبدیل نموده بوده است. و در آن صورت گونه های با حجم مغز کمتر از 700 سانتیمتر مکعب به دلیل عدم توانائی در سازاری با محیط  علی الرغم ابزار سازی از بین رفته اند. تا هومو هابیلس ها با توانائی زندگی گروهی و مواظبت از هم نوع و ابزار های بهتر و شاید حتی استفاده از آتش به عنوان اولین گونه پایدار انسانی آثار فسیلی خود را از 2میلیون سال پیش به جای گذشته اند. و در حقیقت انسان ابزار ساز با مغز بزرگ همزمان با آسترو لوپیتسینها حضور داشته است.وگرنه چنین تغییرات عظیمی در مغز به صورت زندگی همزمان ، مطابق با نظریه های موجود غیر ممکن است. وبعد اینکه انگشتان هوموهابیلس ها توانائی ساخت ابزار های دقیقتر وپیشرفته تر را نیز داشته است . ولی حجم مغز اوچنین اجازه ای را نمی داده است. و این ابتدای مسیر ایجاد گونه های پیشرفته تر انسان بوده است. و حالت دیگر اینست که بپذیریم گونه های مختلفی از انسان ابزار ساز ،به عنوان  گونه های جدیدی از پستانداران ، در 5/2 میلیون سال پیش در آفریقا پدید آمده است. ولی به دلیل عدم توانائی در سازگاری با محیط  در فاصله از دست دادن درختان بلند و ابداع غارنشینی گروهی و استفاده از آتش یکی پس از دیگری منقرض می گردیدند.


البته همانطور که قبلا  ذکر گردید  اکتشافات سال 2003 در غار لیانگ بوآ  در جزیره فلوره در اندونزی توسط تیم استرالیائی – اندونزیائی  وکشف گونه هابیت (هوموفلوریزینسیس ) حدود 90 ساتیمتر قد و 450 سی سی مغز در کنار ابزار هائی مشابه ابزار های هوموارکتوس ها مانند شوکی در تصورات و نظریات  هم عصر خود ، لزوم مغز بالای 700 cc و دستان مدرن برای ابزار سازی را زیر سوال برد.و می توانستند این واقعه را در آفریقای پیش از تاریخ نیز حدس بزنند. و حد فاصل هائی بین آسترا لوپیتسینها  هوموهابلس ها را قائل گردند. تا سال 2004 یک اسکلت کامل هابیت و اجزای مختلفی از حد اقل 11 هومونید دیگر  مر بوط به سطوح مختلف از 38000 سال الی 13000 سال پیش  ، در آنجا به دست آمد. ویک استخوان بازو متعلق به لایه مربوط به 74000 سال پیش وبا وجود ناقص بودن استخوان ها  ابزار های سنگی قدمتی بین 94000تا 13000 ساله دارند. آن محققین خود باور نمی نمودند که به چه چیزی نگاه می کردند.


LB1 - نمونه کشف شده در سال 2003 شامل یک جمجمه کامل بخش هائی از اسکلت شامل استخوان ران ، پا، لگن ، و تعدادی تکه های دیگر، همگی متعلق به یک هومونید ماده با حدود 30 سال سن و یک متر قد ، حدود 25 کیلوگرم وزن و مغزی با حجم حدود 380 الی 420 سانتیمتر مکعب. که مربوط به 18000 سال قبل و فسیل نشده بوده است. جسد او خاک سپاری عمدی نشده ولی به فاصله کمی پس از مرگ به صورت کامل با لای و رسوبات پوشیده شده بوده است.


LB6- نمونه شامل قسمتهائی از اسکلت  مختصر تر از  LB1 مربوط به یک کودک 5 ساله با آرواره v شکل بوده است.

ولی به نظر اینجانب احتمالات دیگری را با توجه به کیفیت بالای ابزا رها ، باید در نظر گرفت .

1-هابیت های کشف شده فقط ایپهائی بودند که در کنار گونه هائی از انسانها به صورت دست آموز یا حتی وحشی زندگی می کردند.

2-فسیل های هابیت ها در غار لیانگ بوآ ، مربوط به بقایای وعده های غذائی شکار شده توسط انسانهای ادیگر بوده اند.  (قویتر)

محدوده زمانی 94000 الی 13000سال شامل حضور گونه های مختلف انسانی از هوموارکتوس ها تا هوموساپینس ساپینس ها  بوده است .

ادامه دارد.......................................................................... بازگشت به قسمت (4)

رفتن به قسمت (6)



آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 27 اسفند 1393 ساعت 16:58

نظرات  

 
0 # بشر - انسان - آدم (5) اولین ابزار سازانAlica 09 دی 1396 ساعت 12:47
Jamais se preocupe com colesterol dos ovos.

My blog post ... Quitoplan Composicao: http://mauser-Werbung.de/ladeliste/index.php?a=stats&u=zdtkimberly
پاسخ | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول
 
 
0 # بشر - انسان - آدم (5) اولین ابزار سازانRebecca 10 دی 1396 ساعت 04:07
Clique agora e também confira uma conselho.


my weblog :: tomar colageno Hidrolisado Antes Ou depois de malhar: http://www.Billmartin.ca/UserProfile/tabid/57/userId/1428509/Default.aspx
پاسخ | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول
 
 
0 # بشر - انسان - آدم (5) اولین ابزار سازانOsvaldo 12 دی 1396 ساعت 05:54
Comida perante horários determinados.

Feel free to visit my blog post Cardapio Para Perder Gordura Corporal: http://www.Griffithzone.com/UserProfile/tabid/61/userId/14333493/Default.aspx
پاسخ | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول
 
 
0 # بشر - انسان - آدم (5) اولین ابزار سازانJuli 12 دی 1396 ساعت 21:02
Bufunfa você encontra no coco, na maça bem como pêssego.


Take a look at my site - Ebony: http://Proline.Physics.Iisc.Ernet.in/wiki/index.php/User:BSOKimberley
پاسخ | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول
 

افزودن نظر

دستورات حفظ اسرار کاربران در این تارنما فعال می باشد

کد امنیتی
تصویر جدید

out of the un known

    IN THE NAME OF GOD    
READ_MORE_TEXT
in the name of god   COLOSSEUM,Aspe
READ_MORE_TEXT
    مرگ در پاریس : ا
READ_MORE_TEXT
کهکشان های رنگی click
READ_MORE_TEXT
  به نام خدا     ع
READ_MORE_TEXT
بنام  خداوند جان  و
READ_MORE_TEXT
/به نام خدا وند گردون س
READ_MORE_TEXT
    اسرار بینائی  
READ_MORE_TEXT
محل کنونی شما