امروز پنجشنبه 28 تیر 1397 - Thu 07 19 2018

آخرین زمان بروزرسانی 07:27:13

خبر خوان

فیس بوک

تیوتر

بشر انسان آدم(دیرین مردم شناسی از دیدگاه مهندسی)1

  • مشاهده در قالب PDF
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

به نام خدا

بشر- انسان – آدم

دیرین مردم شناسی از دیدگاه مهندسی  گرد آوری و تحقیق و تحلیل مهندسی از فضل الله نمازی میبدی

به هر نقطه که از شهر می نگریم لبریز از پدیده هائی است که به دست انسان خلق گردیده است. ولی این  احساس که قبل از ما جهان دارای اشرف مخلوقات دیگری بوده است . که بر خی از آنها حتی ده ها برابر عمر حکمرانی ما فرمانروای ساکنین سیاره زمین بوده اند. ورفاه و دانش و فن آوری امروز  بشر حاصل تفکرات ابتدائی و تحمل زندگی رنج آور و پایداری آنها در مقابل دشمنان قدرتنمد بقای ایشان می باشد، آفرین و سپاسگزاری ما را بر می انگیزد.

تا کنون سنگواره های بیش از صد نوع انسان با اسکلت ها و جمجمه های مختلف کشف گردیده که رادیو کربن قدمت آنها را تا بیش از دو میلیون سال تخمین زده است. روش تشخیص سنگواره انسان از سایر انسانریختها یا همان هومونید های دیگر رد پای ابزار در کنار آنها می باشد.دانشمندان دیرین شناس ، زمین شناس ، و مردم شناس تلاش نموده اند تا دسته بندی قابل اطمینانی از آنها ارائه نمایند.ولی گاها در موارد پر اهمیتی سایر جوانب را نادیده گرفته اند.که البته به موقع به آنها اشاره خواهیم نمود. در اینجا ابتدا فهرست و زمان برخی از مهمترین گونه های کشف شده انسان را تقدیم می نمائیم تا در متن با نامهای علمی و مصطلح آنها آشنا شده باشید.


کلیه گونه های فوق الذکر به جز انسان خردمند مدرن (هوموساپینس  ساپینس )  منقرض شده اند. ولی در

حال حاضربه جزانسان خردمند جدید که با تنوع دررنگ پوست در رنگهای  مختلط از سیاه ،سفید، زرد و

قرمز درسراسر جهان پراکنده اند،ا نواع دیگری از انسان بر روی این سیاره زندگی می نمایند . که البته

نسل در حال انقراضی  دارند . و قسمتی از این بحث را تشکیل  خواهند داد . باید  دانست  که  تنها  گونه

تولید کننده  نیازهای خود ، ما  بوده ایم و سایر گونه های پیشین مصرف کننده (شکارچی و گرد آورنده )

بوده اند .  که البته  هرگز به  وسایلی مانند یخچال و فریزر نیاز نداشته اند. زیرا به اندازه مصرف خود

شکار نموده و یا تغذیه گیاهی می نمودند.

ولی چرا در میان گونه های مختلف جانوری فقط انسان توانسته است این چنین پدید آورنده باشد.؟ و تفاوت او با دیگران چیست ؟ پاسخ ساده شده و سطحی اینست که بگوئیم مغزبزرگ انسان به وزن 1435 گرم .وبلافاصله با دانستن  وزن مغز موجوداتی مانند فیل 8000 گرم و یا وال بگوئیم نسبت وزن مغز به وزن هیکل انسان. ولی آنگاه که این نسبت را کمتر از موجودی مانند دلفین ها1700 گرم با وزن مشابه انسان ، بیابیم ناچاریم عمیق تر بیندیشیم .

و به نقش دستانمان و ساختمان مناسب انگشتان جهت ابزار سازی و سازندگی اشاره نمائیم .و پس از بررسی دستان قوی تر ومستعد تر برخی انسان ریختها اعتراف نمائیم آزادی دستان که راه رفتن فقط روی  پا ها این امکان را برای ما فراهم نموده است. ولی برای این منظور اعضای دیگری در حفظ تعادل دخیل هستند. که در مرحله اول حلقه های تعادلی گوشهای داخلی و اعصاب آن است . که مانند شسه شلنگ تراز کوچک پر از مایع درسه بعد اصلی عمود بر هم پیام های لازم را به مغز می رسانند.  و سپس بینائی ماست که به کمک تعادل می آید.از طرفی داشتن یک  شنوائی سه بعدی به دلیل شنیدن یک صدا از سمت راست مغز ویکی از سمت چپ مغز به ما امکان تشخیص فاصله و جهت منبع صوت را می دهد . که در امر بقای ما به خصوص  در هنگام خطر و دوران اولیه نقش مهمی داشته است. ولی از آن موثرتر دید  سه بعدی ماست که علاوه بر بالا بردن کیفیت زندگی ، به دستان آزاد ما این امکان را داده است تا بتوانیم با تشخیص فاصله ها به اندازه لازم ببریم بتراشیم و شکل بدهیم و شبیه سازی نمائیم. همین طور سنگ یا نیزه را با قدرت و سرعت مناسب به سمت شکار یا دشمن پرتاب نمائیم . یک تصویر  با چشم چپ و یکی باچشم راست .که درون مغز روی یکدیگر سوار شده و تصویر سه بعدی را ایجاد می نمایند. در عمل اطلاعات موجود در هریک از آنها در مغز مقایسه و سایر اطلاعات مجهول محاسبه میگردد. مانند آنچه که در مبحث  رسم فنی به مجهول یابی معروف می باشد.و دانشجویان مهندسی می دانند که مبحث سختی بوده و موفقیت در آن به ضریب هوشی و قدرت تجسم فرد بستگی کامل دارد. در آن با استفاده از دو تصویر  از ابعاد عمود بر هم  تصویر بعد سوم و در نتیجه  پرس پکتیو  جسم را ترسیم می نمایند. ولی مغز همه ما به راحتی و نا خود آگاه در کسری از ثانیه آن را انجام می دهد. شاید اگر بخواهیم کار مغز خودمان را روی کاغذ تکرار کنیم هرگز موفق نشویم . و اعتراف نمائیم که مغز خودمان را که همین اندیشه ها را بر می انگیزد ، نمی شناسیم .حقیقت اینست که نمی توانیم آنرا کاملا در اختیار خود بگیریم .که البته مبحث جدا گانه ای است. این محاسبات را موجوداتی با مغز های به مراتب کوچکتر نیز انجام می دهند.حتی در میان  گونه های مختلف انسان های پیشین مغزهای بسیار کوچک حتی تا 400 سانتیمتر مکعب نیز وجود داشته است. وزن  مغز انسانهای مختلف را از روی حجم سنگواره جمجمه کشف شده آنها تخمین می زنند.به این صورت که مطابق الگوی انسان مدرن  80٪حجم  آنرا به بافت مغز اختصاص داده و  وزن آنرا تخمین می زنند.  از طرفی نکته مهم دیگری که ما را کمک نموده است ، بقای ما و انتقال اطلاعات از نسلی به نسل دیگر بوده است.مسلما در ابتدای پیدایش ما تولید کننده مواد غذائی خود نبوده ایم و صرفا مصرف کننده بودیم . حال به صورت گیاهی که نام علمی گرد آورنده دارد و یا پروتئین حیوانی که شکارکننده نام دارد. در مورد فرار از  خطر و شکار که منبع اصلی تامین پروتئین جهت بقای بافتهای ماهیچه ای ما بوده است ،باید می توانستیم مدتی طولانی با سرعت بالا بدویم و البته برای شکار ابزار و سلاحی را نیز با دستان خود حمل می نمودیم یعنی باید روی دو پا می دویدیم .ولی همه موجودات شکارچی مانند گربه سانان در ساعات گرم روز به وسیله نفسهای سریع خود را خنک می نمایند. ولی در هنگام دویدن و تعقیب شکار نمی توانند تند تند نفس بکشند. و پس از مدتی دویدن نیاز به خنک کردن بدن خود دارند . و این کار از طریق خارج نمودن زبان و یا نفس های عمیق انجام می شود که نیازمند توقف است. این بدان معنی است که آنها می توانند  دوی سرعت کوتاه مدت داشته باشند. کاری که در مورد انسان ریختها تاثیری ندارد.بنا بر این گربه سانان  با این روش حداکثر می توانند 10 الی 15 دقیقه با سرعت  بدوند . واین مدت برای شکار نمودن توسط انسان بسیار  اندک است . و ما باید آنقدر می دویدیم تا شکار خسته شود و بایستد . وسپس از سلاح خود چه ابتدائی مانند یک تکه سنگ و چه مرکب مانند یک نیزه با پیکان فلزی ، استفاده می نمودیم . به اصطلاح شکار مقاومتی که این تعقیب ممکن بود ساعتها به طول بیانجامد. پس به یک سیستم خنک کننده کاملتری احتیاج داشتیم  مانند  عرق کردن .که با بدن پوشیده از مو  امکان وفایده نداشت. زیرا جریان هوا روی پوست باعث خنک شدن پوست عرق کرده ما می شود. به عبارت دیگر انسان پوشیده از مو نمی توانسته است به بقای خود ادامه دهد. ولی دویدن روی دوپا به لگن خاصره  کوچکتری نسبت به سایر پستانداران نیاز دارد. زیرادر صورت زیاد بودن فاصله عرضی پا ها ضمن مصرف انرژی چند برابر  (بسته به  نسبت عرض لگن )  زاویه رو به جلوی  چشمها مرتبا  به چپ و راست منحرف می گردد. و حفظ تعادل و در نتیجه دویدن غیر ممکن می گردد.  این مسئله در حالت های جنینی و نوزادی ما و برای وضعیت زایمان تفاوتهائی را نسبت به سایر انسانریختها مطالبه می نماید . زیرا قطر متوسط حفره میانی  لگن  ما فقط 9 ساتتیمتر است و نوزاد باید از آن عبور نماید . به این دلیل باید در بدو تولد بدنی الاستیک داشته و اسکلت آن کاملا سخت نشده باشد. به خصوص مانند بخش هائی از جمجمه . و همچنین اختلاف جثه بین نوزاد و بالغ  بیشتر از سایرین باشد و کودکی طولانی تری را داشته باشیم . به عبارت دیگر به صورت جنینی  نارس به دنیا بیائیم  .که به آن نیز مفصلا خواهیم پرداخت . از طرفی دویدن روی دو پا که لازمه بقای  انسان بوده است به پا هائی با  فرورفتگی کف و به خصوص شصت هائی موازی سایر انگشتان احتیاج دارد . پا های انسانریختهای دیگر که که کف نسبتا صاف داشته و شصت آنها تقریبا عمود بر سایر انگشتان است ، برای گرفتن شاخه های درختان مناسب است و به درد دویدن روی دو پا نمی خورد.خلاصه ما تمدن خود را نه فقط به واسطه مغز و تفکر  بلکه با تمام خصوصیت های فیزیکی خود پدید آورده ایم و هیچ عضوی از بدن ما بدون نقش نبوده است . اگر هریک از آنها را نداشتیم نمی توانستیم انسان باشیم .در نتیجه همه گونه های مختلف انسان از ابتدای پیدایش خود بر روی سیاره زمین دارای اکثر خصوصیت های نهائی خود بوده اند. و تصور یک انسان بدون چشم های رو به جلو یا گوشهای بدون حلقه تعادلی و یا پوست پوشیده از مو ودست بدون انگشتان ابزار گیر و ابزار ساز و یا پا هائی که به جای دویدن  بتوانند شاخه های درخت را بگیرند، تصوری نا درست می باشد. اما شباهت های ژنتیکی بین ما و برخی جانوران به خصوص انسانریختها که در مورد شامپانزه حتی به 96 % می رسد ، فقط می تواند اصول طبقه بندی منظم تری را ارائه  و ما را در قفسه های نزدیکتری نسبت به سایرپستانداران قرار دهد . تشابه ژنتیکی ما با سگ ها 70% و با گلهای نرگس زرد 30% می باشد. در قسمت های بعد برخی نظریه ها را در این مورد بررسی خواهیم نمود. قدما گفته اند که ما حیوانی ناطق هستیم . واگر قدرت ایجاد اصوات منطقی را ازما بگیرند ، نوعی حیوان خواهیم بود.این گفته نشان از عمق دسته بندی آنها دارد. و نباید به سادگی آنرا رد نمود .مشخصا منظور آنها نوع انسان شناخته شده بوده است نه اینکه اگر کسی لال بود انسان نیست. البته امروز ما تعاریف علمی (علم تجربی ) دیگری برای اینکه سنگواره یک انسان ریخت  را از انسان بشناسیم، قائل هستیم . مانند وجود ابزار در کنار آنها و یا نسبت حجم جمجمه به قد اسکلت که فقط یک شاخص می باشد. اما در مورد صحبت کردن و زبان باید نکته مهم دیگری را در نظر بگیریم . داشتن دندانهای نیش پاره کننده گوشت و خرد کننده استخوان به آرواره های قدرتمند و عضلات محرک بسیار قوی احتیاج دارد که مانع از لغزش های حرکتی فک ها که لازمه  تکلم است ،می باشد. بنا براین تا زمانی که یک انسانریخت آن دندانها را داشته قدرت تکلم نداشته است.در گذشته تصور بر این بود که وجود آن دندانها تا وقتی که  خام خوار بودیم و باید گوشت خام می خوردیم اجتناب نا پذیر بوده است .یعنی تاریخ کشف روشهای روشن نمودن آتش که دانشمندان آن را 1,000,000 سال پیش و به دست هومو ارکتوس ها تخمین زده اند. وپس از آن دندانهای ما کوچک شده اند. ولی قدمت هومو ارکتوس ها به بیش از 2,000,000سال پیش باز می گردد. و به عنوان پایدار ترین گونه انسانی تا حدود 50,000 سال پیش دوام داشته اند.و حقیقت اینست که اولین نمونه های انسانی حتی آسترا لوپیتکوس متعلق به 2,400,000 سال پیش و هوموارکتوس ها  فاقد آن دندانهای نیش بوده و آرایش دندانی شبیه انسان امروزی داشته اند. سایر شرایط تکلم مانند  حنجره بلند و استخوان لام نیز محیا بوده است

بنابراین  یا  باید بپذیرم که استفاده مستمر از آتش حد اقل مربوط به بیش از 2.5 میلیون سال پیش بوده و یا اینکه  نوع انسان از ابتدا فاقد دندانهای نیش بوده اند. و یکی از مولفه های تشخیص انسان دندانهای سنگواره جمجه می باشد. البته پس از به کار گیری آتش تغییرات بزرگ و زیادی در زندگی اجتماعی انسان ایجاد گردید. دور آتش نشستن و احساس امنیت نمودن فرصتی برای درک زیبائی های یکدیگر و رشد احساسات و روحیه هنری و خلاقیت ها بود که در قالب نقاشی های اولیه آنها تبلور می یافت.که در قرنهای بعد این نقاشیها به نوعی وسیله انتقال اطلاعات و خط تبدیل گشتند.


اما اطلاعات دانشمندان دیرین شناس از کجاست و آنان چگونه می اندیشند.؟ مطابق مطالب منتشره منبع اصلی اطلاعات دیرین شناسان سنگواره هائی است که در طول سالیان متمادی کشف گردیده و البته می گردد. که پس از جدا سازی دقیق از عوامل نا مربوط  طبیعی و پرداختهای لازم جهت محافظت از آنها به بر رسی هر سانتی متر مربع از سطح آن پرداخته و نشانه های بیماری یا شکستگی ها و ترک خوردن ها وجود تراشه های فلزی و غیره که دلیل مرگ را روشن می نماید ، را بررسی می نمایند.  حتی در مواردی دانشمندان دقیقا به کار آگاهان جنائی پلیس تبدیل گشته ورد پای  قاتل یا قاتلین را بر اساس قرائن موجود به دست می آورند. به عنوان مثال در مورد انسان جاوه پس از کشف بقایای یک خانواده 5 نفری که در انتهای جمجمه همگی حفره ای مشابه وجود داشت ، اولین نتیجه استفاده از ابزار در ایجاد آن سوراخ ها بوده و دومین نتیجه وجود عاملیت انسانی در آن . اما نتیجه سوم که خوردن محتویات داخل جمجمه می باشد بر اساس هیچ قرینه ای نبوده و صرفا یک حدس و گمان است. هر تکه از این سنگواره ها دارای شناسنامه و مشخصات ثبت شده دقیق می باشد .و به سختی محافظت می گردد. زیرا برای آنها ارزش غیرقابل تصوری وجوددارد.حتی تصویر برداری از آنها با دقت ثبت می گردد. حضور آنها در موزه ها و نمایشگاه ها همگی طبق برنامه و راس ساعت مقرر انجام می پذیرد.در مورد کپی نمودن تصاویر  چنانچه حتی یک نقطه به آنها اضافه یا کم گردد. شرایط کپی رایت آنرا جرم تلقی نموده است. به خصوص باید درانتقال و اشتراک گذاری تصاویر مواظب نسبتهای ابعاد آنها بود . زیرا حجم جمجمه و شکل و فرم آن در نتیجه گیری های علمی نقش مهمی داشته و چه بسا به صورت عمد تغییراتی داده شود . تا یک جمله یا تئوری نادرست را به استناد آن ارائه نمایند. بعضی از این حدسیات که در قالب مطالب و تصاویر، منتشر می گردد بیشتر شبیه  شخصیت های هالیوودی در فیلمهای ترسناک می باشد تا انسانهای نخستین . مثلا  تصویر آسترا لوپیتکوس که با چانه ای مانند میمون و بدنی پوسیده از مو نیزه به دست در حال راه رفتن روی دو پا می باشد . این سنگواره ها گاها فقط بخشی از یک استخوان می باشند . که البته ارزش علمی بی نهایتی دارند . عمر و قدمت آنها نیز توسط قرائن موجود در اطراف محل اکتشاف و علم زمین شناسی و نهایتا روشهائی مانند استفاده از فلوئور آشکار ساز و رادیو کربن وتکنیک بسیار جدید تاریخ گذاری ژنتیکی یا همان ساعت مولوکولی تعیین می گردد. که بر مبنای این حقیقت که بازهای شیمیائی که DNA را می سازند با نسبت معین جهش می کنند و سرعت تغییرات در توالی DNA  کما بیش در طول زمان ثابت است ، تعریف گردیده ومیتواند تعیین نماید که دو گونه در چه زمانی نیای مشترک داشته اند. با شمارش تعداد اختلافات در کد های ژنتیکی دو گونه زمان جدائی آنها  تعیین می شود. به عنوان مثال برای تعیین زمان ازبین رفتن موی بدن انسان با مقایسه ژنتیکی شپش موجود در گوریل و شپش بدن  انسان (بیش از یک قرن است که به دلیل رشد سطح بهداشت در اکثر جوامع نابود شده است .)  که از نظر ژنتیکی این دو شپش نیای مشترک داشته اند ، زمان جدائی آنها با روش تاریخ گذاری ژنتیکی 3 میلیون سال پیش محاسبه گردید ه است . یعنی قدیمی تر از  عمر اولین گونه های انسان درآفریقا مربوط به حدود 2,400,000 سال پیش . و این موضوع نظریه اینجانب را در مورد  ثابت بودن  فیزیک ظاهر بدن انسان از ابتدای پیدایش تا کنون تائید می نماید. که البته در گونه های مختلف اندازه قد و وزن و وزن مغز با یکدیگر تفاوت داشته است. که دقت کار روشهای تاریخ گذاری مختلف نیز  حداقل 5000 سال و حد اکثر 100,000 می باشد. و هرچه به دوران گذشته نزدیک می شویم  دقت کمتر می شود. به طور کلی باید حساب دو دسته تصاویر و محققین را از هم جدا نمود . یکی تجارتی و پشت جلد مجلات و فیلمهای سینمائی و یکی کاملا علمی و دقیق و خالص.

فهرست سنگواره های انسان شناسی کشف شده  موجود دارای شناسنامه علمی شامل نتایج تحقیق و محل کشف . که اکثر نامها مربوط به محل کشف سنگواره میباشد مثل تپه نئاندرتال دراروپا، در کشور آلمان نزدیک مرز هلند، در جدول زیر آورده شده است.

 

موزه سنگواره


ادامه دارد........

بازدید از قسمت  بعد

 

 

کلیدواژه ها:انسان،نخستین،سنگواره،هومو،هوموارکتوس،دمانیسی،هوموفلورزینسیس،هومونید، دمانیسی، قفقاز ، گرجستان،تورکانا،اختراع ،زبان ، جمجمه،تکلم ،آفریقا،فسیلها، فرگشت، جزیره ،فلورز ،اندونزی، هابیت، اسکلت،ابزار،دیرین شناس، زمین شناس، مردم شناس،هوموساپینس،ساپینس،گرد آورنده ، شکارکننده،گربه سانان، شکار ،مقاومتی ، پستانداران، لگن خاصره ،جنینی ، نوزادی، انسانریختها،شباهت ژنتیکی،شامپانزه،ناطق،آسترالوپتکوس،انسان جاوه،علم،زمین شناسی، فلوئور،آشکارساز،رادیو کربن، تاریخ گذاری ژنتیکی ،ساعت مولوکولی،بازهای شیمیائی،DNA،جهش ،توالی DNA،نئاندرتال،

Sahelanthropus tchadensis
Orrorin tugenensis
Ardipithecus ramidus
Australopithecus anamensis
Australopithecus afarensis
Kenyanthropus platyops
Australopithecus africanus
Australopithecus garhi
Australopithecus sediba 
Australopithecus aethiopicus

Australopithecus robustus
Australopithecus boisei

Homo habilis
Homo georgicus
Homo erectus
Homo ergaster
Homo antecessor
Homo heidelbergensis
Homo neanderthalensis
Homo floresiensis
Homo sapiens sapiens

آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 27 اسفند 1393 ساعت 17:03

افزودن نظر

دستورات حفظ اسرار کاربران در این تارنما فعال می باشد

کد امنیتی
تصویر جدید

out of the un known

    IN THE NAME OF GOD    
READ_MORE_TEXT
in the name of god   COLOSSEUM,Aspe
READ_MORE_TEXT
    مرگ در پاریس : ا
READ_MORE_TEXT
کهکشان های رنگی click
READ_MORE_TEXT
  به نام خدا     ع
READ_MORE_TEXT
بنام  خداوند جان  و
READ_MORE_TEXT
/به نام خدا وند گردون س
READ_MORE_TEXT
    اسرار بینائی  
READ_MORE_TEXT
محل کنونی شما