امروز یکشنبه 25 آذر 1397 - Sun 12 16 2018

آخرین زمان بروزرسانی 07:27:13

خبر خوان

فیس بوک

تیوتر

دلیران تنگستان

  • مشاهده در قالب PDF

 

به نام خدا

کلاس سوم راهنمائی بودم . سالی که در ناحیه 7 آموزش و پروش تهران شاگرد اول شدم . مدتی بود تلویزیون پیش پرده  یک سریال جدید را پخش می کرد.  سریال ایرانی که  با سایر برنامه های تلویزیون کاملا متفاوت بود.  به جای  حضور قهرمانان  دائمی انگلیسی ، مثل مامور 007  یا سنت و بارون  و دکتر هو ، قهرمانان آن ایرانی بودند که دماغ  اشغالگران متجاوز انگلیسی را به خاک  می مالیدند.  دلاوری ها به آهستگی  جلوی چشم ما قرار می گرفت. طوری  که صحنه ها و دیالوگ های آن در ذهن ما حک می شد. دلیران  تنگستان  یکی از شاهکارهای تلویزیون ایران است  که  در سال  1354  همه بینندگان  را محصور خود نمود .مرحوم محود جوهری که در ابتدای موفقیت های هنری اش در مسیر تهران بوشهر به همراه همسر شان در تصادف رانندگی با خودروی پیکان  جوانان  تازه اشان  جان خود را از دست  داد ند ، با دوبله صدای عالی  و مناسب ، نقش خوبی از شخصیت رئیسعلی قهرمان ملی را به نمایش و به یادگار گذاشته است. البته  در  این  سریال چهره ایشان  به  خصوص  در  ناحیه  ابرو  گریم غلیظی دارد. که نشان دهنده پایبندی  آقای شهنواز به مستندات تاریخی می باشد.  در ابتدای  سریال مستند  بودن  وقایع آن  گوشزد می شد. وجود ساختمانهای گلی و  قدیمی که البته دیگر وجود ندارند ، به فضای سریال و دکور آن اعتبار  ویژه ای بخشیده بود. و تقریبا کوچه ها به همان شکلی بود که روزگاری خود دلیران  از آن ها می گذشتند.

از دیگر تفاو ت های این سریال  این بود که در پایان قسمت های مختلف  موسیقی  و صحنه و تیتراژ  با سایر قسمت ها تفاوت می نمود. و غالبا تصویر ثابت آخرین صحنه  فیلم به همراه موسیقی که ادامه  موزیک آخرین صحنه بود پخش می شد.   گویش  جنوبی و محلی در آن وجود نداشت . و باعث شده بود تا تمامی ایرانیان  با شخصیت های آن همزاد پنداری داشته باشند. من 14 سال داشتم و قبلا از پدر بزرگم نام این دو را و رشادتهایشان را شنیده بودم . ولی به قدری تحت تاثیر سریال واقع شده بودم که برای اولین و آخرین بار یک شب برای رسانیدن خبر  حمله انگلیسیها به پدرم در خواب راه رفتم . و تا مدتی طعنه ها و نیشخند های خانواده را تحمل نمودم . صحنه شهادت احمد خان گیرا ترین وتکان دهنده ترین صحنه فیلم برای من و تمام هم کلاسیهایم در سال سوم راهنمائی بود . و روز بعد در مدرسه همگی در مورد تفنگ های سر پر و قایق های انگلیسی که با اصابت توپهای ابتدائی و کهنه احمد خان غرق می شدند  صحبت می نمودنیم. موسیقی متن در اوج موفقیت دلهره و دلیری را القا می نمود . زیر لب یا باسوت تکرارش می کردیم. سال بعد که تعطیلات تابستان را  به ولایت اجدادی خود در میبد یزد رفته بودیم دور از چشم  والدینمان با بچه های فامیل با پرت کردن کلوخ های باغ، به دیوار های گلی آن  که بلافاصله پس از برخورد  به اطراف پخش  می شد ، صحنه هایش را تداعی می کردیم .

آن روزها چهره میبد کاملا با امروز متفاوت بود. ساختمانهای چند صد ساله با بادگیر های عظیم و حوض خانه ها و قناتها وآب انبار ها ، و کریاس و هشتی و پنج دری ها که به همت ساکنین  اصیل و غیورشان  سرپا و قابل سکونت  مانده  و برخی از آنها شاهکار های  معماری و ساختمان بودند ، موجود ، و مردم فرهنگ اصیل خود را در آنها  جاری می نمودند. اصولا وجود  ناحیه ای پر درخت مثل میبد در دل کویر خشک  مرکزی ایران ، حکایت از همت و غیرت مردم آنجا دارد. قناتهای چند صد ، بلکه  هزار ساله ای که اکنون  همگی آنها خشک شده اند. ، باغهای  پر درخت آنجا را  سیراب می نمود. دیوار هائی که قسمت های بالائی اش  از مصالح متفاوتی با  قسمت های چینه ای پائین آن  بود. شهادت به دوران  افزایش نا امنی  و اضافه نمودن ارتفاع دیوار ها می داد.  در انتهای باغ ، دیوار  خاکی طبیعی بسیار بلند و دست نیافتی بود  که در میان آن دو غار  خود نمائی می نمود. مرحومه مادر بزرگم توضیح می داد که آنها را برای زمانهائی که دزدان مسلح به شهر میبد و محله های آن حمله می نمودند و دار وندار مردم را به یغما می بردند ، ساخته (کنده) بودند. تا وسایل گران بهای خود را در آنها ریخته و در آن را با گل بپوشانند.  آن باغ قدیمی سر سبز و پر از درخت انار ، اکنون تبدیل به یک خیابان عریض با پوشش آسفالت  داغ  سیاه قیری شده است . به زودی در مورد میبد  و محله هایش و تاریخ آن مطالبی را به استحضار گرامی شما خواهم رسانید.

چند ماه پیش شبکه آموزش  سریال دلیران تنگستان را نمایش  داد  . که  متاسفانه اسامی تاریخی مکانها را تغییر داده بودند .مثلا مسجد امام . مثل اینکه   نمی دانند با یک فیلم تاریخی که تاریخی هم هست چه برخورد تاریخی  بکنند ، که تاریخی باشد . بی تردید  اگر خود رئیسعلی آنجا بود با آدرسهائی که تلویزیون می داد گم می شد و چه بسا  سر از اردوی انگلیسیها در آورده  و اسیر می شد . در حالیکه شعار او این بود که شهادت آری ولی اسارت هرگز   خلاصه عمری را به عشق این سریال و شخصیتهای بر جسته آن و خواندن این دو بیتی  گذراندیم که می گفت

خبر  آمد  که    تنگستان    بهاره ...                                                               

زمین از خون   احمد   لاله  زاره ...

الا  ای   مادر  پیــرش  کــجــایی

که احمد یک تن و  دشمن  هزاره


عوامل تولید سریال دلیران تنگستان:

نویسنده و کارگردان: همایون شهنواز (براساس نوشته‌ای از محمدحسین رکن‌زاده آدمیت)

دستیاران کارگردان: سامی تحصنی و احمد سلیمانی

فیلمبرداران: مهرداد فخیمی، وانوش وارطانیان و فریدون قوانلو

دستیار فیلم بردار: نقشینه

تدوین: داود یوسفیان و منوچهر اولیائی

موسیقی متن: احمد پژمان و علی رهبری

طراح گریم : فرهنگ معیری

صداگذار: مصطفی مصطفوی

نوع فیلمبرداری: ۱۶ میلیمتری، سیاه و سفید

سال تولید: ۱۳۵۲-۱۳۵۰

سال اولین پخش: ۱۳۵۴

بازیگران سریال دلیران تنگستان :  محمود جوهری در نقش «رئیس‌علی دلواری» // شهروز رامتین در نقش «خالوحسین دشتی» // اسماعیل داورفر در نقش «حاج محمدرضا کازرونی» // عنایت الله شفیعی در نقش «زائر محمد» // نعمت‌الله گرجی در نقش «حاکم بوشهر» // منوچهر آذر در نقش «واسموس» آلمانی // مستانه جزایری در نقش «زن رئیسعلی» // ولی شیراندامی در نقش «دریابیگی» // مجید شهباز در نقش «منشی کنسولگری» // حمید طاعتی در نقش «سید مهدی» // مهدوی فر در نقش «باقرخان» // یدالله محمد نژاد در نقش «تایدی» // هایگار حامدی در نقش «سلطان اخگر» // گورپال سینگ (بازیگر هندی) در نقش «گروهبان

داستان سریال در دو مقطع  تاریخی به  فاصله 60 سال  اتفاق می افتد. ابتدا در زمان اشغال جنوب ایران به بهانه  محاصره

هرات در زمان ناصرالدین شاه قاجار و سپس در گیر ودار جنگ جهانی اول و به بهانه تشکیل  پلیس جنوب (به انگلیسی:

South Persia Rifles، معنی : تفنگداران جنوب ایران) نیرویی نظامی بود که بریتانیا درآخر جنگ جهانی اول در مناطق

جنوبی ایران به ویژه در فارس و کرمان تشکیل داد. عده نفرات این نیرو درحدود ۵۶۰۰ نفر بود که از سربازان مستعمرات

آسیایی  بریتانیا  و عده‌ای  سرباز ایرانی  تأمین شده بود. فرمانده این نیرو استعمار گر کهنه کار و غارت گر آثار باستانی ،

ژنرال سر پرسی سایکس  بود.

در فصل اول سریال ، نامی از امیر کبیر برده می شود. اما ارتباط مسئله در کجاست ؟

انگلیسیها که هند را در تصرف خود داشتند. و با توسعه طلبی های روسیه تزاری و تصرف نواحی شمالی ایران روبرو شده بودند. ، به دنبال برپائی دژ مستحکمی در مقابل روسیه و حتی خود ایران بر سر راه هندوستان بودند. و لذا ایجاد  یک افغانستان مستقل با حکومت دست نشانده و تحت کنترل خودشان  تمام هم و غم  آنها در قرن نوزدهم  در این منطقه گردیده بود. تا روسها  نتوانند با فشار آوردن به حکومت ایران مجوز فعالیت نظامی در آنجا  بر علیه هندوستان ، به بهانه دست یابی به آبهای آزاد را به دست بیاورند.  و برای ایشان اصلا مهم نبود  که یک سرزمین شیعه نشین را از تنها کشور با مذهب رسمی شیعه در منطقه جدا نمایند. وموجب فجایعی شوند که آخرین بار در جریان فتح هرات به دست طالبان رخ داد . و این سیاست آنقدر برای آنها مهم بود. که حاضر به انجام هر کاری از جمله حمله دریائی  به جنوب ایران بودند. مرحوم عباس میرزا در زمان محاصره هرات مسموم شد (به عقیده اینجانب و به دلیل مشخصات بالینی بیماری ایشان ) و مرد. بعد از چندین سال  مجددا  پسرش محمد شاه قاجار در زمان  محاصره هرات به همان شکل پدرش مرد. البته محمد شاه در ابتدای سلطنت خود تا یک قدمی فتح هرات پیش رفت .ولی حمله انگلیسی ها به جنوب ایران باعث شد. تا میدان جنگ را به دوست محمد خان افغان و وزیرش سید جمال الدین اسد آبادی واگذار نماید. عملی که بر خلاف  عقاید اتحاد اسلامی او( سید جمال الدین ) بوده است. و اتفاقا  کاملا به نفع اجرای مقاصد انگلستان در خصوص  افغنستان مستقل از ایران تمام شد.  اسد آبادی که در هند تحصیل نموده بود مجددا  به هند رفته و تحت حکومت  کمپانی هند شرقی نماینده شاه انگلستان در هند ، به تحصیلات خود ادامه داد.  سر راه عثمانی مدتی در ایران اقامت نمود . که همزمان  با  اواخر صدارت عظمای میرزا تقی خان فراهانی ، امیر کبیر بوده است. سپس به عثمانی  و مصر و و البته اروپا مسافرت هائی داشته است.  رجال انگلیسی او را جاسوس روسیه معرفی نموده اند. و حکومت هائی که از  سخنان وی آسیب می دیدند او را فراماسیونر و وابسته به انگلیس معرفی نموده اند. البته  لقب افغانی ایشان و به خصوص تلاش برای جدائی افغانستان از ایران باعث گردیده  برخی او را زاده اسد آباد در ولایت کُنَر افغانستان بنامند. زیرا هرچند که به لحجه افغانی سخنرانی نمی نموده اند. ولی لحجه همدانی هم از ایشان شنیده نشده است . به طور کلی جدائی بخش های ایران  توسط انگلستان صدمات جبران ناپذیری را  به اقتصاد این کشور نسبت به دوره صفویه وارد نموده است . به عنوان مثال  نقش افغانستان در تامین گوشت ، و پاکستان در تامین برنج مورد نیاز کشور انکار ناپذیر و ما بعد از جدائی آنها به وارد کنندگان  محصولات آنجا تبدیل شدیم . یکی دیگر از اهدف استعماری انگلستان در اختیار داشتن سرزمینهائی  جهت انجام آزمایشاتی بوده است که در کشور خودشان ممنوع ، و یا امکان پذیر نبوده است. مثلا آزمایش کارآئی و قدرت  تخریب و نابودی اسلحه های جدید  . و یا داروهای بیماریهای واگیر دار فراگیر ، سلاح های میکروبی و شیمائی  . تبدیل شدن افغانستان به غول مواد مخدر جهان به عنوان نوعی اسلحه نیز تحت تاثیر این سیاست ها بوده است . و خلاصه هر کجا که قدم گذاشته اند غیر از شر و بدبختی برای ساکنین آنجا ارمغانی نداشته اند. این نکته جالب است که پرچم این کشورهنوز و در قرن بیست ویکم  در کشورهای کانادا ، استرالیا و نیوزلند در پهناورترین وسعت خاک جهان برافراشته است و ملکه فرمانداران و حکومت های آنها را تعیین می نماید.

همچنین آنگویلا | برمودا (منطقه ناپدید شدن کشتی ها و هواپیما های  حامل ثروت )  | جزایر ویرجین بریتانیا | قلمرو

بریتانیایی قطب جنوب | جزایرفالکلند |قلمرو بریتانیا در اقیانوس هند | جبل طارق | جزایر کیمن | مونتسرات جزایر

پیت‌کرن |آکراتاری و داکیلیا |سنت هلن، (میدان شکست ناپلئون از آنها ) اسنسیون و تریستان داکونا | جزایرجورجیای

جنوبی وساندویچ جنوبی جزایر تورکس و کایکوس | سرزمین های فرا دریائی انگلستان می باشند و جزایری چون

گرنزی | جرزی جزایر وابسته نامیده میشوند. والبته بسیاری کشورهای استقلال یافته کلکسیون کشورهای به اصطلاح

همسود یا مشترک المنافع یا همان مستعمرات مثلا مستقل شده انگلستان را تشکیل داده اند. فقط با این تفاوت که نیروهای انگلیسی دیگر در آن کشور ها حضور پرهزینه ندارند. زیرا  زندگی در آن کشور ها زیاد مطابق میل و رفاهیاتشان نیست . و برای اجرای مقاصد سیاسی و اقتصادی خود . ازگروه ها و رجال و نیروهای نظامی همان کشورها مانند مهره های شطرنج استفاده نموده. و در صورت لزوم  هموطنانشان را در مقابل ارتششان قرار می دهند.  به طوریکه  مانند  قرون گذشته همچنان آفتاب بر پرچم  انگلستان  البته به قیمت نابودی حقوق ملتها ،به صورت شبانه روزی می تابد.

 

در ابتدای سلطنت ناصرالدین شاه و حضور و دخالت  دیپلماتیک امیر کبیر هرات و حتی قندهار مجددا به ایران پیوستند. و در نتیجه نامه تهدید آمیز سفارت انگلیس  مبنی بر حمله به جنوب ایران  ، در صورت ادامه دخالتهای ایران در امور هرات به  صدر اعظم ، واصل گردید. که اینبار پاسخ کوبنده ای که تیر خلاص به سیاست انگلستان بود را از میرزا تقی خان امیر کبیر دریافت نمودند.

چنانکه  دولت انگلیس خاک ایران را مورد دست اندازی قرار دهد. سپاه ایران به جای هرات به هندوستان  حمله خواهند نمود.

بدیهی است که چنین نامه ای نتیجه ای جز برکناری ، تبعید ، و سرانجام قتل نویسنده را نمی توانست داشته باشد. و با صدارت میرزا آقا خان نوری موضوع هرات به مدت چند سال به نفع انگلستان  مسکوت ماند. تا سرانجام با غیرتمندی و رشادت عموی ناصرالدین شاه یعنی شاهزاده حسام السلطنه هرات توسط سپاه ایران فتح گردید. و نیروی دریائی انگلیس با سربازان هندی مجددا به  خارک و سپس بوشهر حمله نمودند. اینجا ماجرای مقاومت احمد خان تنگستانی و 400 نفر از دلیران آن خطه و البته قتل عام آنها توسط انگلیسیها رقم می خورد. احمد خان  پسر باقر خان  حاکم  تنگستان در قلعه ریشهر به مقاومت پرداخته و شهید می شوند. نیروهای انگلیسی که با پرداخت رشوه به  خان دشتی ، باعث تنها ماندن تنگستانیها شده بودند ، به پیشروی ادامه داده تا اینکه توسط عشایر جنوب متوقف و سرانجام توسط سهراب خان قشقائی  شکست خورده عقب نشینی می نمایند.  ولی پیش از آن دولت وقت ایران معاهده پاریس را که استقلال افغانستان و مالکیت آنها بر هرات را به رسمیت می شناخت امضا نموده بود.

پس از شصت سال مجددا سرو کله انگلیسیها در بوشهر پیدا می شود . بهانه آنها  موازنه قوا در جنگ جهانی اول و مقابله با سیاستهای روسیه ،‌آلمان و عثمانی  و تشکیل پلیس جنوب است. که این بار با مقاومت سر سختانه  دلیران تنگستان و دشتستان و مردم  خود بوشهر که هنوز داغدار و مرثیه خوان احمد خان بوده. و موقعیت تاریخی خود را پس از شور و هیجانات انقلاب مشروطه  بیشتر و بهتر درک می نمودند ، روبرو گشتند.

رئیسعلی  کدخدای دلوار ،‌ در چهار چوب یک جنگ نا منظم و پارتیزانی  به سر سخت ترین و  بزرگترین دشمن انگلستان در منطقه تبدیل شد . او گاه و بی گاه  بر سر مراکز نظامی و لجستیک و اداری آنها  چون بلائی آسمانی فرود آمده  و نا امیدشان می ساخته است. تا اینکه نیروی دریائی بریتانیای کبیر که از هیچ ننگ و بد نامی هراس نداشت ، به  روستای دلوار، (همان شهر دلوار امروزی) زاد گاه رئیسعلی  و محروم از همه امکانات قرن نوزدهم  حمله نموده و نیروی خود را پیاده  می نماید.  اما ارتش یکصد نفره رئیسعلی شامل جوانان رشید تنگستان و دشتستان  در غیاب مردم  ده  که از شر توپ باران  ناوگان جنگی بریتانیای کبیر به کوه  پناه برده بودند ، با کمترین امکانات نظامی آنها را خلع سلاح نموده و وادار به یک عقب نشینی ننگ آور و خروج از خاک ایران  می نمایند. رئیسعلی  قهرمان دلوار به تیتر اول روزنامه های دشمن به خصوص تایمز لندن  تبدیل می شود. و کسانی  قهرمانی او را تحسین می نمودند. که هرگز ذره ای از مشقات زندگی و شرایط سخت آن را در دلوار تجربه نکرده بو دند . و خیلی از آنها داعیه  تحصیلات  عالی و دانشگاهی داشتند ولی هرگز این ننگ را به روی خودشان نیاوردند. انگلستان که در پوشش جنگ جهانی عملا به تجزیه کامل و انقراض حکومت  عثمانی همت گماشته بود . و در هر گوشه مدعی برای  سلطنت یا ریاست جمهوری در خاک آنها علم می نمود ، با تحریکات عوامل آلمانیها در منطقه روبرو و دائما در حال ضبط اموال و سلاح های  آنها که به ترکها می دادند ، بود.  مرزجغرافیائی  بعضی از کشورهائی که توسط انگلستان از خاک  عثمانی جدا گردیدند. یک خط راست است . یعنی نقشه عثمانی را روی میز کار خود  باز کرده و با خطکش مرز کشورهای دست نشانده خود را ترسیم و تعین  نموده اند.  ولی بی تردید شکست امپراطوری دریا ها از  جوانان یک روستای محروم در یک حکومت  عقب مانده و بی لیاقت مانند قاجار  در خلیج فارس ، ننگ آور ترین  آبرو ریزی آنها بوده است.


اما بر اساس روایت این سریال ،  روباه پیر مکار استعمار  مانند همیشه راه ناجوانمردانه معمول خود را برای رهائی ار تنگنای تنگستان پیش گرفت.  اولا  تلاش نمود تا در میان  خود تنگستانیها شکاف ایجاد نماید و با تطمیع و تهدید یکی از یاران او را  تشویق به نابودی او نماید.  و رویاروئی نظامی را به توطئه های پست تبدیل نماید. یا  با پیش کشیدن مهره های ایرانی خود و دادن وعده خروج از بوشهر ، وجهه ای را برای خود در بین مردم کسب نماید.  ولی با همه این ها چون کاری از پیش نمی برد . یک نقشه ماهرانه و ناجوانمردانه را طراحی نمود.  نامه ای از طرف  سید مهدی طبا طبائی یکی از  رجال غیرتمند زندانی در بوشهر به دست رئیسعلی رسید که از او تقاضای کمک نموده بود . و همزمان او را از زندان آزاد نمودند  تا رئیسعلی برای بردن او به بوشهر بیاید. و در بین راه به کمین او نشستند. اردوی آنها با  توپهای سبک خود به آن دونفر حمله می کنند. و ابتدا سید مهدی را از پای در می اورند . ناگهان دو نفر از نیروهای تنگستانی به کمک رئیس می آیند . ورئیس یکی را برای آوردن کمک گسیل می نماید. ودیگری وظیفه پوشش دادن به او هنگام تغییر سنگر رابه عهده می گیرد.  ابتدا چند سرباز هندی به دست آنها کشته می شوند.  و رئیس متوجه می شود که افسر انگلیسی پشت سر یک سرباز هندی مخفی و در حقیقت به عنوان سنگر متحرک از او استفاده می نماید. ولی به هرحال آن هندی نیز به دست او کشته می شود. واین مسئله که هندی ها به زور برای جنگ با آنها آورده شده اند . و به جای انگلیسی ها کشته می شدند.  رئیس را آزار می داده . و از سنگر بیرو ن آمده افسر انگلیسی را به مبارزه    می طلبد. افسر انگلیسی که متوجه کشته شدن پوشش دهنده او می شود، برخاسته وبه رئیس شلیک نموده و او را شهید می نماید. که البته  این ریزه کاریهای فیلم نامه  آن طور که باید در عمل به تصویر در نیامده است.

فضل الله نمازی میبدی FAZLOLLAH NAMAZI MEYBODI



قسمت های  کوتاهی از  سریال را که در آن  شخصیت رئیسعلی و مستر چیک ، کنسول انگلیس و برخی رجال دیگر به تصویر کشیده شده را تقدیم می نمایم


 

برای بازگشت با ابتدای دلیران تنگستان اینجا کلیک کنید

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کلید واژه ها: میبد ،یزد، بادگیر ، عظیم ، حوض خانه ، قناتها ،آب انبار ها ، کریاس ، هشتی ، پنج دری ، ، مامور 007 ، سنت ، بارون  ، و دکتر هو ،.  دلیران تنگستان ،شهنواز.احمد خان، تفنگ های سر پر قایق های انگلیسی ، میبد، یزد    .بادگیر ، حوض خانه ، ها و قناتها،آب انبار ها ،  کریاس ، هشتی ، پنج دری ،.مسجد امام ، رئیسعلی ،شهادت، اسارت ،تنگستان،  ،  شاهزاده ،  همایون شهنواز ، محمدحسین رکن‌زاده آدمیتسامی تحصنی و احمد سلیمانیمهرداد فخیمی، انوش وارطانیان ، فریدون قوانلو ، نقشینه ،داود ،یوسفیان ، منوچهر اولیائی ،احمد ،پژمان ، علی ،رهبری ،فرهنگ ،معیری ،مصطفی مصطفوی ، "فیلمبرداری ۱۶ میلیمتری" سیاه و سفید"سریال دلیران تنگستان"   محمود ،جوهری ، «رئیس‌علی دلواری» ، شهروز رامتین ، «خالوحسین دشتی» // اسماعیل داورفر ،«حاج محمدرضا کازرونی» ، عنایت الله شفیعی ، «زائر محمد» ، نعمت‌الله گرجی ، «حاکم بوشهر» ، منوچهر آذر ، «واسموس» ،آلمانی ، مستانه جزایری ،«زن رئیسعلی» // ولی شیراندامی ، «دریابیگی» ، مجید شهباز ،«منشی کنسولگری» ، حمید طاعتی ،«سید مهدی» ، مهدوی فر ، «باقرخان» ، یدالله محمد نژاد ، «تایدی» هایگار حامدی ،«سلطان اخگر» ، گورپال سینگ ، «گروهبان»هرات ،شاهزاده ،حسام السلطنه  ، ناصرالدین ،شاه، قاجار ،جنگ جهانی اول  پلیس جنوب South Persia Riflesتفنگداران، جنوب ،ایران امیر کبیر انگلیسیها ، هند ، روسیه تزاری ، هندوستان ، افغانستان ، شیعه ، هرات ، طالبان ،. عباس میرزا ؛ محمد شاه قاجار  دوست محمد خان  افغان  سید جمال الدین اسد آبادی  اسد آباد افغانستان  میرزا تقی خان فراهانی ، امیر ، مصر و ، اروپا   رجال انگلیسی .  خان دشتی   موازنه قوا  ،‌آلمان  پلیس جنوب رئیسعلی  کد خدای دلوار ،‌ پارتیزانی  ، انگلستان ، دلوار،  تایمز ،لندن،"جنگ جهانی "، فراتر از نا شناخته ، استعمار،

آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 07 اسفند 1393 ساعت 06:21

افزودن نظر

دستورات حفظ اسرار کاربران در این تارنما فعال می باشد

کد امنیتی
تصویر جدید

out of the un known

    IN THE NAME OF GOD    
READ_MORE_TEXT
in the name of god   COLOSSEUM,Aspe
READ_MORE_TEXT
    مرگ در پاریس : ا
READ_MORE_TEXT
کهکشان های رنگی click
READ_MORE_TEXT
  به نام خدا     ع
READ_MORE_TEXT
بنام  خداوند جان  و
READ_MORE_TEXT
/به نام خدا وند گردون س
READ_MORE_TEXT
    اسرار بینائی  
READ_MORE_TEXT
محل کنونی شما