امروز سه شنبه 26 تیر 1397 - Tue 07 17 2018

آخرین زمان بروزرسانی 07:27:13

خبر خوان

فیس بوک

تیوتر

خاطره یک قهرمانی فراموش نشدنی

  • مشاهده در قالب PDF

 

 

به نام خدا

خاطره یک قهرمانی  فراموش نشدنی

اوایل اردیبهشت1347دانش آموزکلاس اول دبستان بودم و برای اولین بار به امتحانات پایان سال نزدیک می شدم. عادت کرده بودم مشق هایم را همزمان با تماشای تلویزیون بنویسم . در حقیقت نمی توانستم از خیر برنامه های کودک و فیلم های آن جعبه لامپی سیاه و سفید بگذرم .آنروزها اکثر فیلمهای تلویزیون ساخت کشور انگلیس و درصد کمتری آمریکا بود. ولی بعد از چند سال  این  نسبت    برعکس گردید .  یک روز که مادرم  مرا  به دلیل ترس از تاریکی به نزد دکتر برده بود، وقتی  دکتر پرسید  توی تاریکی از چه    می ترسی ؟ گفتم موجودات فضائی . گفت این فکر ها از شما که دیگر مرد شده ای و به مدرسه می روی تا مثل من دکتر بشوی بعید است. آخر این موجودات بیچاره فضائی این همه راه از کهکشانهای دور بیایند  روی کره زمین  بروند توی سرویس بهداشتی خانه شما ؟ آخر اینهمه کاخهای با شکوه لندن و انگلستان را  رها کنند  و بیایند توی سرویس بهداشتی خانه شما ؟ . من گفتم آنها می خواهند آزمایشات وحشتناکی را روی انسانها انجام  دهند تا سر از سیستم زندگی ما  درآورند. دکتر گفت خدا پدر و مادرت را بیامرزد ما که خودمان انسان هستیم و این همه درس خواندیم و سالها طبابت کردیم نتوانستیم سر از زندگی شما بچه ها درآوریم .آنوقت این از فلک آمدگان فلک زده بخواهند توی این مدت کوتاه سر در بیاورند.؟ وبه مادرم گفت  شما نباید اجازه بدهید که بچه هایتان این فیلم ها را ببینند. ولی عشق به فرزندان ، آن فرشته فداکار و مهربان توانائی  منع ما را از تماشای تلویزیون از او سلب می نمود. روحش قرین رحمت باد. پدر و مادر نعمتی هستند  که همچون زندگی فقط یکبار از طرف خداوند به آدمی  اعطا می گردد.و هیچ نظیر و جایگزینی ندارند. ینا بر این هرگزتکریم  قدر و منزلت آنها را فراموش نفرمائید.

ولی آنروزها وضع  تازه ای پیش آمده بود .وسط پخش برنامه های کودک ، خود را به پای تلویزیون می رسانیدند و تازه آشنایانمان هم  به خانه ما می آمدند. کانال  تلویزیون را عوض می کردند و یک عده را که با زیرپوش های ورزشی  دنبال یک توپ می دویدند را تماشا می کردند. گاهی وقتها دست می زدند. وگاهی هم داد و برای هم توضیح می دادند که چه باید بکنند. اوائل ناراحت می شدم . ولی کم کم وقتی  تب فوتبال تمام مدرسه ما را نیز فراگرفت و همه جا صحبت از بازیکنان تیم ملی ایران بود ، به تعقیب آن علاقمند شدم. هر روز صبح قبل ازخوردن زنگ ، شاهد مسابقه فوتبالی بودیم که بین دو تیم ملی ایران بر گذار می شد. و وقتی توپ پلاستیکی زیر پای یکی می افتاد ، فوری  تبدیل به یک گزارشگر ورزشی می شد. و می گفت حالا توپ زیر پای حبیبی (کاپیتان حسن حبیبی که مربی اولین تیم ملی ایران بعد از انقلاب  در جام ملتهای آسیای 1979 شد.) دو سه نفر را جا میگذاره مستقیم به سمت در وازه میره شوت و گل ولی معمولا نتیجه آنطور نبود ومثلا توپ به شیشه یکی از  کلاسها خورده بود. و شعار شی......شی...... شیشه شکست به راه می افتاد.

ولی به هر حال در آن روزها برای اولین بار مفهوم واژه ایران را لمس می نمودم . وقتی که مفهوم تعصب روی فوتبال را می دیدم . و می دیدم که چگونه وقتی تیم ایران با تیم کشور دیگری بازی می نماید. همه تعصب ها جای خود را به تعصب روی ورزشکاران ایرانی می دهد. و چگونه آه می کشیدند یا خوشحال میشدند و دست میزدند و یا چگونه دست  بر سر خود می کوفتند و ای وای می گفتند. و یا هنگام یک ضربه پنالتی نذر میکردند. آنروزها من و خیلی ها مفاهیمی را که باید چندین کلاس را می گذرانیدم و سالها زمان می برد تا یاد بگیریم را در یک دوره مسابقات فوتبال یاد گرفتیم .

تب فوتبال آن روزها  مربوط به  مسابقات قهرمانی فوتبال آسیا بود. که  پس از برگزاری دوره مقدماتی در سه گروه ، سه تیم صدر نشین شامل هنگ کنک ، جمهوری چین ملی (تایوان ) وتیم قدرتمند  برمه (میانمار امروزی )به همراه ایران  به عنوان میزبان مسابقات و اسرائیل قهرمان دوره قبل که بدون شرکت در مسابقات مقدماتی و مستقیم به بازی ها آمده بودند. و به صورت دوره ائی در تهران و تنها ورزشگاه شهر امجدیه (شهید شیرودی ) برگزار میگردید.

دوره قبل، سال 1964 این بازیها در سرزمینهای اشغالی فلسطین و به میزبانی اسرائیل انجام می پذیرفت و تیم فوتبال ایران در آن مسابقات شرکت ننمود . و میزبان ، قهرمان جام  ملتهای آسیا گردیده بود. ولی این دوره  در سال 1968 ایران به عنوان میز بان بازیها انتخاب شده بود. وعدم رویا روئی دو تیم یعنی راه ندادن قهرمان دوره قبل ، امری امکان ناپذیر بود.


در آنروزها چهره فوتبال با امروز خیلی متفاوت بود . حتی نام بعضی از کشورهای حاضر درآن جام تغییر نموده مانند برمه و چین ملی .از شاخص ترین  تفاوتها نحوه امتیاز دهی به تیمها بود. هر بازی دو امتیاز داشت که یا به برنده تعلق می گرفت و یا در صورت تساوی به هر تیم یک امتیاز. در ابتدای دهه 1980 میلادی فیفا تشخیص داد که علت تساوی بدون گل بسیاری از بازیها و به خصوص  دربی ها همین است  و امتیاز دهی را به صورت امروزی در آوردند. ولی مهمتر از همه تفاوتها ، آماتور بودن فوتبال در آسیا بود . که هر بازیکن در کنار شخصیت ورزشی خود ، یک شغل و شخصیت اجتماعی  جداگانه ای مانند پزشک یا دانشجو ، راننده اتوبوس و تاکسی و یا بنا وپرسنل راه آهن و غیره  را داشت. بازیکنان تیم ایران  از بین  فوتبالیستهای با تکنیک بالا انتخاب می شدند.ودر حقیقت هرکدام یک قهرمان بودند. زیرا اصولا مدرسه ای برای فوتبال  وجود نداشته .و خوزستان  به عنوان قدیمی ترین استان فوتبالی کشور ما به دلیل حضور  چندین ساله انگلیسیهای غارتگر نفت در آنجا ، لانه زنبور جوانان پا به توپ و تکنیکی ما بود . و تکنیکی بودن آنها موجب تکروی  و در نتیجه عامل تکنیک فردی بالا تر از عواملی چون کار گروهی در تیم ایران قرار می گرفت . و به همین دلیل و برای کاهش فاصله بین بازیکنان در زمین ، تنها سیستم  مطمئن  2-4-4 بوده است . البته در آن دوره  فوق ستارگان فوتبال ما امکان کارهای تاکتیکی متنوعی را به مربی موفق تیم آقای محمود بیاتی داده بودند. دو فوروارد  سرزن کلاسیک  به نام  همایون بهزادی (آقای گل این دوره) و حسین کلانی ، گلهای زیادی را برای تیم به ثمر رساندند. ولی در خط هافبک  فریبرز اسماعیلی در راست و اکبر افتخاری فوق ستاره مسابقات در چپ وظیفه ارسال توپهای هوائی برای فورواردها را داشتند. ولی اکبر افتخاری که به عنوان بهترین بازی کن مسابقات در تیم منتخب آسیا انتخاب و بازی نمود ، در اکثر اوقات  درحرکتهای عمقی و حمله ها شرکت و سیستم به حالت 3-3-4 تغییر می یافت. ولی وقتی فریبرز اسماعیلی با یک بازیکن  انفجاری و گلزن به نام علی جباری  تعویض می شد. تیم حالت کاملا حجومی 4-2-4 را به خود می گرفت. که کمتر خط دفاعی توان مقاومت در مقابل  آن را داشت. همایون بهزادی و حسین کلانی به همراه محراب شاهرخی وجعفر کاشانی و گلر محبوب عزیز اصلی از تیم پرسپولیس و اکبر افتخاری و پرویز قلیچ خانی که درآن سال در تیم  تاج سابق یا همین استقلال امروز بازی می کردند. و از عوامل قهرمانی این  تیم در لیگ داخلی (جام باشگاه های تهران ) بودند ، به همراه علی جباری و حسین فرزامی از تیم آبی آمده بودند. سال بعد  این تیم به عنوان نماینده کشورمان در جام باشگاه های آسیا که در تهران برگذار شد، بدون قلیچ خانی و افتخاری به اولین قهرمانی خود در آسیا رسید.   حسن حبیبی از تیم پاس و مصطفی عرب وغلام وفا خواه از تیم عقاب (باشگاه ورزشی نیروی هوائی ارتش که بعدها نام آن در جام سراسری تخت جمشید به شهباز تغییر نمود .) چهار تیمی که معمولا مقامهای اول تا چهارم جدول را اشغال می نمودند. قلیچ خانی 22 ساله از تیم کیان برای یکسال در استقلال بازی نمود وسالهای بعد مانند اکبر افتخاری در تیمهای پاس ،عقاب و پرسپولیس نیز بازی نمودند. مصطفی عرب معروف بود که یک آجر را در حالت اوت تا 30 متر پرتاب می نماید. و خلاصه از این حرفها که  دهان به دهان راجع به بازیکنان منتقل می شد.

پرویزقلیچ خانی                                                            همایون بهزادی

مصطفی عرب                                                             اکبر افتخاری

علی جباری                                                                    محراب  شاهرخی


گلر های تیم ایران در مقاطع مختلف در کنار یکدیگر  اکبر مالکی، عزیز اصلی، کیوان نیک نفس، بهرام مودت و ناصر حجازی (نشسته) بهترین دروازه بان های آن دوره فوتبال ایران بودند. عزیز اصلی که پیراهن بنفش معروفش را به تن دارد، دروازه بان تیم ملی ایران در دهه 40 بود که در جام ملت های آسیا 1968 گلر تیم ملی بود. ناصر حجازی و بهرام مودت نیز دروازه بان های استقلال و پرسپولیس در دهه 50 بودند که هر دو در جام جهانی 1978 حضور داشتند. اکبر مالکی و کیوان نیک نفس نیز دروازه بان های عقاب و پاس بودند که دوره ملی کوتاهی داشتند

نتایج مسابقات

 

بازی افتتاحیه  1347/2/20
تهران:                             هنگ‌کنگ صفر        ایران 2
بازیکنان ایران: عزیز اصلی، مهراب شاهرخی، جعفر کاشانی، حسن حبیبی (کاپیتان)، مصطفی عرب، پرویز قلیچ‌خانی، حمید امینی‌خواه، عبدا... ساعدی (علی جباری)، همایون بهزادی، غلام وفاخواه، اصغر شرفی
مربی:‌ محمود بیاتی             گلهای ایران:‌ همایون بهزادی، علی جباری

ورزشگاه:امجدیه20000 نفر تماشاگر

نتیجه بازی با  اسرائیل          هنگ‌کنگ 1        اسرائیل6

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1347/2/23
تهران:                          تایوان صفر             ایران 4

بازیکنان ایران: عزیز اصلی، مهراب شاهرخی، حسن حبیبی (کاپیتان)، جعفر کاشانی، مصطفی عرب، پرویز قلیچ‌خانی، حسین فرزامی، علی جباری (فریبرز اسماعیلی)، حسین کلانی، همایون بهزادی، اکبر افتخاری
مربی:‌ محمود بیاتی   گلهای ایران:‌ همایون بهزادی، حسین کلانی، اکبر افتخاری، حسین فرزامی
امجدیه ورزشگاه: 30000 نفر تماشاگر

نتیجه مسابقه با  اسرائیل        تایوان 1        اسرائیل 4

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


1347/2/26

تهران :                        برمه 1         ایران 3


بازیکنان ایران: عزیز اصلی، مهراب شاهرخی، حسن حبیبی (کاپیتان)، جعفر کاشانی، مصطفی عرب، پرویز قلیچ‌خانی، حسین فرزامی، همایون بهزادی، علی جباری (فریبرز اسماعیلی)، حسین کمالی، اکبر افتخاری

مربی :محمود بیاتی     گلهای ایران:‌ حسین کلانی، اکبر افتخاری، همایون بهزادی
ورزشگاه:امجدیه 30000  نفر تماشاگر

نتیجه مسابقه با  اسرائیل       برمه1        اسرائیل 0

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

به این ترتیب  تکلیف  تیمهای اول تا سوم به سرنوشت مسابقه پایانی بین ایران و اسرائیل گره خورده بود.  زیرا ایران با شش امتیاز و تفاضل گل +8 به دیدار اسرائیل با 4 امتیاز و تفاضل گل +7 می رفت .برمه نیز با 5 امتیاز و تفاضل +1 تیم دوم جدول  تاپیش از آن بازی بود. اسرائیل با  پیروزی در مقابل ایران به دلیل تفاضل گل بیشتر ناشی از این پیروزی به قهرمانی می رسید و ایران  دوم و برمه سوم می شدند. ولی در صورت تساوی ، ایران قهرمان و اسرائیل که 5 امتیازی می شد به دلیل تفاضل گل بهتر نسبت به برمه دوم می شد. و برمه به مقام سومی می رسید. اما اگر ایران پیروز می گردید. اسرائیل نه تنها قهرمانی بلکه مقام دومی را نیز از دست می داد. و جام را در تهران به جای می گذاشت ، وبرمه (میانمار امروزی ) دوم می شد. و همه اینها در کنار احساسات منفی ایرانیها نسبت به اسرائیل بر حساسیت های بازی می افزود. ولی به هرحال مسابقه ورزشی بود و ما میزبان آن بودیم و موفقیت در اجرای آن اعتبار  فدراسیون فوتبال را در جهان بالا می برد. از طرفی ستاره گلزن ایران با سه گل ، امید آقای گلی این مسابقات ، همایون بهزادی بنا بر خبرهای مطبوعاتی به دلیل بیماری قرار نبود در این بازی شرکت نماید. و در طرف مقابل بازیکنان مهاجر آلمانی مانند اشپیگل و اشپیگلر و همچنین  ویسوکر که در عالم فوتبال آماتور، راننده اتوبوس شهری بود و با نمایش دایو های سریع و زیبای خود در این مسابقات   لقب فنر را به خود اختصاص داده بود.،و موشه رومانو و جیارا اشپیگل که هریک چهار گل به ثمر رسانیده بودند . از نکات روحیه بخش به تیم خود ، و حربه های جنگ روانی طرفداران آنها در خبرگزاریها بودند.


دیدار پایانی


1347/2/29
تهران ورزشگاه  سی هزار نفره  امجدیه (شهید شیرودی )


یک توطئه  ناجوانمردانه بر علیه مردم .

خالی بودن ورزشگاه شیرودی در ابتدای بازی ، معمائی بود  که مردم آن را حل نمودند.  سرمایه داران وابسته طرفدار اسرائیل  30000 بلیط استادیوم را خریداری نموده بودند.  تا  طرفداران تیم ایران  نتوانند در استادیوم حضور یابند و تیم ایران را تشویق و حمایت نمایند. مردم پشت دیوارها و گیشه های  ورزشگاه  بدون بلیط مانده بودند و استادیوم خالی از میزبانان دائمی خود  . سر انجام  همان تعصب  به فوتبال ایران ، تیمسار خسروانی رئیس فدراسیون فوتبال را واداشت  تا دستور دهد .در های ورزشگاه را به روی سیل مردم علاقمند به صورت رایگان باز نمایند.  و به این ترتیب سرمایه توطئه کنندگان وابسته ، زیر فشار خشم عمومی به نفع مردم ایران مصادره گردید. و به آنها که از  حضور تماشاگران ایرانی وحشت داشتند. نشان داد که تیم ملی فوتبال ایران 11 نفر نبوده بلکه 30000 نفر بود و بازیکنان ذخیره آن 30,000,000 نفر.


زمین فوتبال ورزشگاه امجدیه(ساخته شده در سال 1316 شمسی)

 

بازیکنان ایران تا دقیقه 70 عبارت  از: عزیز اصلی ، مهراب شاهرخی، جعفر کاشانی، حسن حبیبی (کاپیتان)، مصطفی عرب، پرویز قلیچ‌خانی، حسین فرزامی، فریبرز اسماعیلی، حسین کلانی، اصغر شرفی ،اکبر افتخاری  بودند. در نیمه اول ، ویسوکر تمامی تلاشهای فورواردهای ایران را ناکام گذاشت و با پرش ها و دایوهای خود آه وافسوس را نصیب مردم ما می نمود. با شروع نیمه دوم کار گروهی برتر تیم اسرائیل سر انجام آنها را در دقیقه 59 به گل رسانید . گلی که میتوانست گل قهرمانی اسرائیل باشد . زیرا با احتساب آن تفاضل گل ایران به +7 تقلیل و  تفاضل اسرائیل به +8 افزایش یافته بود، و همچون آب سردی که بر روی استادیوم ریخته با شند،آنرا به سکوت و رکود کشانید.  تیم ایران تحت فشار روحی شدید، انسجام تیمی خود را از داست . و حمله های انفرادی  و حرکت ها و رفتارهای احساسی جای چهره قهرمانانه همیشگی آنها را گرفت . در دقیقه  63  هافبک راست ما فریبرز اسماعیلی با هافبک چپ اسرائیل در گیر شد. و داور هندی هر دو را اخراج نمود. این حادثه جو ناامیدی تیم ما را سنگین تر نمود. زیرا با اخراج فریبرز امکان تعویض او با علی جباری و اعمال سیستم 3-3-4 و 4-2-4 از بین می رفت. اخبار ناگوار ورزشگاه ، باعث شد تا قهرمان ایرانی همایون بهزادی بیماری خود را به دور اندازد و در دقیقه 70 وارد زمین شود . و سر انجام توپ را از خط دروازه ویسوکر گذرانده. ولقب سر طلائی را از مردم دریافت نماید. اکبر افتخاري که پاس عرضي زيباي قليچ خاني را دريافت نموده بود ، همايون را داخل محوطه  شش قدم ديد وتوپ خود را روي تير اول (سمت چپ دروازه ) فرستاد . و همايون با يک شيرجه زيبا  سر خود را به توپ رسانيد و دقيقا  به گوشه چپ در وازه  فرستاد . و ويسوکرکه در جهت شوت افتخاري دايو رفته بود  مقهور گشت .  هرچند مدافع اسرائیل این توپ را از پشت خط بیرون کشید . ولی  توسط داور گل اعلام شد. که ورزشکاران تیم اسرائیل به داور اعتراض و چند دقیقه ای بازی متوقف شد. زیرا ضربه بهزادی قهرمانی را از دست آنها خارج نموده بود. ولی خیلی زود متوجه شدند که این کار به ضرر خود آنها تمام خواهد شد.ولی دیگر کار از کار گذشته بود. زیرا ایرانیها  قهرمانی را  با مساوی نمی خواستند. وبا روحیه ای که یافته بودند.  دیگر  فقط پیروزی بر اسرائیل را می خواستند. و قهرمان دیگر ما پرویز قلیچ خانی که بازیهای زیبایش همه را مفتون خود می نمود ،‌با ضربه ای دقیق و سرکش از فاصله حدود 30 متری ویسوکر را براي بار دوم مقهور ودرست  در همان جهت گل اول  توپ  از زیر دست او  عبور و تور دروازه را لرزاند. وثابت نمود که آرش کمانگیر فقط یک افسانه نیست. این تیر خلاص که مرزهای فوتبال آسیا را تعیین واسرائیل را ازمقام دومی هم محروم  نمود ، نام قلیچ خانی را سالها در کنار تیم ملی ایران به عنوان کاپیتان، در قهرمانی ها و مسابقات دوستانه با بزرگان فوتبال جهان ثبت نمود.

ايران قهرمان جام ملت‌هاي 1968 آسيا شد.و این قهرمانی را سه  دوره  متوالی با قلیچ تکرار نمود. آن شب حسن حبیبی کاپيتان وقت تيم ملي ، جام را بالای سر خود  نگه داشت . بعد از اين مسابقه درتهران و شهرهاي بزرگ، مردم به خيابان‌ها ريخته وپیروزی تیم ملی کشور خود را جشن گرفتند.  اين يـك نـقـطـه عـطـفـي در تـاريـخ فـوتـبال ايران ، و موجب شد توجه جوانان به‌ سوي فوتبال جلب شود. وامثال من در سال اول  دبستان این همه مفاهیم واقعی را  بیاموزند. روز بعد کتابچه تمام رنگی با کاغذ گلاسه اعلا شامل تصاویر بازیکنان و تیم  ملی ایران  با لباس سبز از طریق روزنامه فروشیها منتشر گردید . وضعیت  مدرسه ما را خودتان حدث بزنید. شاید مثل مدرسه خود شما بوده است . تا مدت‌ها بعد در شهر و روستا مردم از آن مسابقه و پـيـروزي ايـران صـحبت مي‌كردند و آنها كه جريان مــســـابــقـــه را از تــلـــويـــزيـــون ديــده يــا از راديــو ايــران شنيده‌ بودند براي ديگران تعريف مي‌كردند.

 

32 گل در 10 بازی و متوسط 3.2 گل در هر بازی  نتیجه بسیار خوبی  برای مسابقات بوده است.

 

 

 

بر چسبها:

انگلیس ، آمریکا ، موجودات فضائی  ،  لندن ، پاریس ، نیویورک ،  زیرپوشهای  ورزشی ،  ایران ، برزیل  ، سلطان پله ، فوتبال ملی ، رادیو اخبار  ورزشی ، مفسر ورزشی ، حسن حبیبی ، کلانی  ، نانوائی سنگکی ،  فوق ستاره ، هنگ کنگ  ، چین ملی  تایپه (تایوان ، برمه (میانمار امروزی) ، اسرائیل ،  آماتور ، فلسطین ، سیستم  2-4-4  ،  محمود بیاتی مربی تیم ملی ،  علی جباری ،  فریبز اسمائیلی  ،  عبدالله ساعدی ، همایون بهزادی ، حسین کلانی ، 3-3-،   اکبر افتخاری  ،  4-2-4 ، رضاعادلخوانی ، پرویز قلیچ ، کیان  ، تاج ؛ پاس ، عقاب ، پرسپولیس ، عزیز اصلی ، جعفر کاشانی ،پرسپولیس ، پاس  ،  حسن حبیبی ،محراب شاهرخی ، عقاب ، شهباز ،غلام وفا خواه، مصطفی عرب ،عزیز اصلی، مهراب شاهرخی، جعفر کاشانی، حسن حبیبی، (کاپیتان)، مصطفی عرب، پرویز قلیچ‌خانی، حمید امینی‌خواه، عبدا... ساعدی ،علی جباری، همایون بهزادی، غلام وفاخواه، اصغر شرفی ، مربی، محمود بیاتی ،همایون بهزادی، علی جباری
،امجدیه، حسین فرزامی، ،فریبرز اسماعیلی، حسین کلانی، اکبر افتخاری، اشپیگل ، اشپیگلر ، ویسوکر  ،موشه رومانو، جام ملت‌های آسیا ۱۹۶۸
جیارا

 


 

آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 07 اسفند 1393 ساعت 06:22

نظرات  

 
0 # زهره 12 بهمن 1392 ساعت 22:25
اگر همه 30000 بلیط دیدار آخری را سرمایه داران وابسته پیش خرید کرده بودند . شما عکس این یکی را از کجا آورده اید.؟
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------پاسخ مدیریت سایت :

با سلام از نکته سنجی دقیق شما متشکرم. بنده این عکس را به عنوان یک طرح تجسمی با شماره سریال نمادین ارائه نموده ام.
پاسخ | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول
 
 
0 # علیرضا 12 بهمن 1392 ساعت 22:47
از یاد آوری این خاطره تشکر می کنم . واقعا چند دقیقه ای مرا به همان زمان بردید. بازی آخر را دقیقا یادم است.من خودم دو ساعت جلوی باجه توی صف ایستادم تا یک دفعه در باز شد و ما دویدیم روبروی جایگاه نشستیم . کلمه به کلمه متن شما جلوی چشمم است . واقعا ضربه قلیچ مثل تیر آرش کمانگیر بود.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------پاسخ مدیریت سایت
سلام دوست گرامی بنده سعی کردم این خاطره را با چاشنی طنز به صورت مستند تهیه تا بتوانم آنرادر این تارنمای علمی ارائه نمایم . موفقیت آن بستگی به استقبال کاربران گرامی دارد.
-
پاسخ | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول
 

افزودن نظر

دستورات حفظ اسرار کاربران در این تارنما فعال می باشد

کد امنیتی
تصویر جدید

out of the un known

    IN THE NAME OF GOD    
READ_MORE_TEXT
in the name of god   COLOSSEUM,Aspe
READ_MORE_TEXT
    مرگ در پاریس : ا
READ_MORE_TEXT
کهکشان های رنگی click
READ_MORE_TEXT
  به نام خدا     ع
READ_MORE_TEXT
بنام  خداوند جان  و
READ_MORE_TEXT
/به نام خدا وند گردون س
READ_MORE_TEXT
    اسرار بینائی  
READ_MORE_TEXT
محل کنونی شما