امروز شنبه 31 شهریور 1397 - Sat 09 22 2018

آخرین زمان بروزرسانی 07:27:13

خبر خوان

فیس بوک

تیوتر

سلطان اوزون حسن قسمت چهاردهم – جنگ ،مرگ ، عدالت

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
فهرست مقاله
سلطان اوزون حسن قسمت چهاردهم – جنگ ،مرگ ، عدالت
جنگ
روزهای وداع
عدالت
همه مقالات

به نام خدا

 

 

 

سلطان اوزون حسن آق قویونلو قسمت چهاردهم – جنگ ،مرگ ، عدالت

اقتباس و تنظیم داستانی از فضل الله نمازی میبدی

( Created by Fazlollah Namazi Meybodi)

سر انجام، ازدواج رهبر صفویه با خانواده سلطنتی  ، با تشریفات رسمی  کامل صورت پذیرفت . و باعث نزیکی بیشتر خانواده های آنها گردید. دسپینا سه دختر و یک پسر به نام مقصود داشت که به مناسبت این ازدواج مورد عفو سلطان قرار گرفت و از زندان آزاد شد. نتیجه این ازدواج سه پسر بود به نامهای سلطان علی  ، اسمعیل (شاه اسمعیل اول صفوی موسس سلسله صفویان ) و ابراهیم

اخبار این وقایع سلجوق شاه بیگم را که مادر یعقوب بود ، شدیدا عصبانی می نمود . و توطئه های او وطرفدارانش در دربار ، تقریبا دائمی شده بود. یکی از آنها  که به نحو زیرکانه ای طراحی شده بود ، باعث ایجاد فاصله بین مثلث شیخ حیدر ، سلطان و دسپینا می گردید. سلطان که تصمیم داشت جهت سرکوبی شورشیان گرجی بار دیگر  به گرجستان حمله  نماید، این کار را به بعد از  عروسی  عالم شاه بیگم  با رهبر صفویه  موکول نمود.تا هم اخبار پیروزی او در حلب و در کنار او قرار گرفتن  صفویه ، گرجیان را به وحشت انداخته و بدون جنگ و خونریزی ،  دست از  تمرد بر دارند . ولی گرجیان به این نکات توجه نکردند. چون گرجیان پس ازشکست او از ترکان عثمانی متمرد گردیده بودند. چنین جار زدند که او قصد حمله به عثمانی را دارد. تا شاید تفکر ضعف او را از ذهن گرجیان پاک نموده بر سر پیمان خود باز آیند.  و لی سر انجام ابونصر وادار شد به ارتش خود آماده باش  جنگی بدهد.این بار  او بار بارو را با خود همراه نمود . تا شاهد پیروزی دیگری از او باشد. او چنین می نویسد.

امیر حسن بیک با در حدود بیست هزار تن سوار و شش هزار عقبه دار  (نیرو های پشتیبانی و تدارکات ) از تبریز به قصد عثمانی به سمت شمال غرب به راه افتاد . پس از پنج روز طی طریق  به طرف ناحیه دریای سیاه تغییر مسیر داد. و طلایه سپاه را فرستاد تا  با تبر و آتش  از میان جنگلها  راهی را برای عبور لشکر به سمت  تفلیس مهیا نمایند . تفلیس  تقریبا بدون جنگ و جدال  تسلیم  شد .تنها در سمختی کار به زد و خورد کشید و بس . کنستانتین سوم با جلال بسیار  مورد پذیرائی قرار گرفت و در حالی که  بگرتی به  ردشه گریخت.  اوزون حسن آنگاه در مُخران اردو زد و از آنجا نیرو هائی از سراسر  کارتیل  تا تیانتی  فرستاد و از همین  جا بود که گیورگی اول از کاختی با ارسال  هدایا و غلامان  فرمانبری  خود را تائید کرد. پس از اینکه غنائم فراوانی به دست  افتاد ، اوزون حسن با بگرتی پادشاه ایمرتی و قر قره  اتابک زمسخه در قبال دریافت شانزده هزار  دوکات  قرارداد صلح بست . شاه کنستانتین سوم را با  نیرو های اشغالی  ترکمن در تفلیس گذاشت و با 5000 تن اسیر  مراجعت نمود ولی در راه  بازگشت شدیدا بیمار گشته است .ادامه مطلب

 



 



آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 05 فروردین 1394 ساعت 00:33

افزودن نظر

دستورات حفظ اسرار کاربران در این تارنما فعال می باشد

کد امنیتی
تصویر جدید

محل کنونی شما