امروز سه شنبه 3 مهر 1397 - Tue 09 25 2018

آخرین زمان بروزرسانی 07:27:13

خبر خوان

فیس بوک

تیوتر

سلطان اوزون حسن آق قویونلو قسمت هشتم – تنگه پیروزی

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

به نام خدا

سلطان اوزون حسن آق قویونلو قسمت هشتم – تنگه پیروزی

اقتباس و تنظیم داستانی از فضل الله نمازی میبدی

( Created by Fazlollah Namazi Meybodi)

در بین راه سلطانیه ترکمانا ن پراکنده سپاه قره قویونلو نیز  به ابو سعید می پیوستند. و سر انجام در پائیز  سال 1468 از راه  بسطام و ری  به سلطانیه که روزگاری پایتخت  مغولان بود رسید. شیخ جعفرهم به همراه حسنعلی به سلطانیه  رفتند . و به محض ورود به آنجا ابو سعید به دیدار شیخ رفت و در نتیجه یک  شورای جنگی بزرگ در سلطانیه  بر پا شد.  امیرا ن خراسان پیشنهاد دادند که با توجه به زمستان سخت سلطانیه  جای مناسبی را جهت اردو گاه زمستانی انتخاب نمایند . زیرا  زمستان سلطانیه بسیار سرد و به سختی شهرت دارد.ابو سعید گفت : امیران بزرگ ،! زمستان برای دشمن ما هم سرد است. شیخ جعفر گفت ولی آنها به این سرما آشنائی و عادت دارند. وطوری که شاهزاده حسنعلی می گوید ، این  روباه مکار به قره باغ  که هوای بهتری دارد گریخته است. و به این منظور بهتر است اوزون حسن را از قره باغ برانیم.وجای او را بگیریم .امیر کاشغری ها گفت  ما در همین زمان هم فقدان علیق  برای اسبان که به بیماری صعب جرب دچار شده اند ،ذاریم .و  باید هر چه زودتر به منطقه ای برویم که بتوانیم علیق  اسبان مان را تامین کنیم . وپس از ابراز نظرات بقیه ، تصمیم به حرکت گرفته شد. شیخ جعفر تا میانه ، سپاهیان  تاتار را بدرقه نمود. سپس با  عمرو بیگ چاکرلو به اردبیل رفت . تا همه مقدمات لشکر کشی را فراهم نماید. سه روز بعد  لشکر ابو سعید هم به اردبیل رسید و  در بقعه صفوی  همه بزرگان مملکت گرد او جمع آمدند. او حسنعلی را که مناسب شرکت در جنگ نمی دید ، به تبریز فرستاد. و خود با سپاهیانی  که از نظر ساز و برگ سخت در مضیقه بودند و اغلب پیاده و با کفشهای  پاره در برف حرکت می کردند ، با سختی و تلاش فراوان به دره رود  ارس(مرز امروز ایران با جمهوری آذر بایجان )  فرود آمدند . اصولا سربازان تاتار و مغول  با حداقل  تجهیزات و لباس به جنگها می رفتند و فقط سواره نظام آنها  تجهیزات مرتبی داشته اند . و عقیده آنها این بوده که سربازانی که عریان ترند ، بهتر از سربازان غرق در پولاد می جنگند. البته این تئوری در جنگهای بیابانی و تابستانی  کار آئی خود را نشان داده بود. ولی جنگی که آنها در پیش داشتند یک جنگ  کوهستانی و زمستانی تمام عیار بود.   در آنجا  اوزون حسن  شروانشاه  فرخ یسار راکه در سال 1463 جانشین پدرش خلیل (که جنی  صفوی در جدال با او شهید شده بود.) ، وادار نمود تا پلهای رود خانه  ارس را ویران نماید . واز فروش غله و علیق  به لشکریان ابو سعید ممانعت نمود. در چنین اوضاعی که اوزون حسن  موقعیت برتری داشت  ، کار به جنگ در دشت مغان کشید. که در آن فرمانده سپاه پیشتاز ابوسعید به اسارت در آمد و بسیاری از لشکریان  او نیز کشته و یا اسیر شدند. ابو سعید که دریافته بود اوضاع برعکس شده ، سفیری را برای صلح به نزد اوزون حسن فرستاد. ولی اوزون حسن رفتار اورا با خود اوتکرار نمود . حتی مادر ابوسعید در مقام وساطت بر آمد. و نامه ای به این منظور ، برای سارا خاتون مادراو فرستاد. سارا  خاتون که مکررا از امیر حسن بیک بخشیدن دشمنانش را که اکثرا برادران خود او بودند و صلح با آنها را خواسته و موجب شده بود ، اینبار نیز به نزد اوزون حسن بیک رفته و گفت . وقتی نامه مادر ابوسعید را خواندم  به روزی فکر کردم که مجبور باشم بخشش تو را از دشمنی دیگر بخواهم . و اندیشیدم اگر  او به قلب یک مادر رحم کند  و تو را ببخشد ، چه دعا هائی برایش خواهم نمود و چقدر مانند خود تو برایم عزیز خواهد شد.  سلطان در آن لحظه نگهبانی را به دنبال درویش شقا دل و قاضی ابوبکر تهرانی که ازمحرمین و نزدیکترین افراد به او و همواره همراه  بودند ، فرستاد  تا جلسه مشورتی را در همین زمینه  تشکیل دهند. ولی با توجه به برنامه های بزرگ سلطان برای تصرف ایران ، نتیجه مشورت  ادامه نبرد بود. اوزون حسن به وسیله  پیک به مادر ابو سعید پاسخ داد: جواب مادران داغدار لشکریان ما را چه کسی خواهد داد ، اگر من به شما پاسخ مثبت بدهم .  و در اسفند همان سال جنگ قطعی  در محمود آباد روی داد و در آن ، زینل یکی از پسران اوزون حسن ابو سعید را در حال فرار دستگیر و به حضور پدرش آورد. اوزون حسن  باز با مشکل اسیر بودن دشمن خونی و خطر ناک  خود مواجه شد ولی  اینبار، یادگار محمد میرزا  فرزند شاهرخ  که هنوز در اردوی آق قویونلو  به سر می برد، به خونخواهی  مادرش گوهرشاد بیگم خواستار مرگ او شد.  ولی اوزون حسن با توجه به تاثیر نامه مادر ابو سعید ،و پا در میانی مادر پر نفوذ و فرهیخته اش سارا خاتون ، امر به  محاکمه او توسط قاضی ابوبکر تهرانی  که مورخ  او نیز بود ، داد .

روز بعد محاکه انجام و پایان یافت . و یادگار محمد میرزا  جهت رساندن  خبر نتیجه محاکمه که توسط  قاضی  حاکم شرع انجام پذیرفته بود ، نزد  اوزون حسن آمد و گفت متاسفانه  قاضی جهت اعدام  ابوسعید  حکم داده که باید ماب التفاوت دیه زن  و مزد را به مادر ابو سعید بپر دازم . ومن از پرداخت چنین وجهی  عاجز هستم . و همه زحمت های من که با دوستانم از اردوگاه   ابو سعید فرارنمودیم و به تاخت به اردوگاه شما آمدیم تا در نابودی ابوسعید، خدمت گذار شما باشیم ، در حال   به حدر رفتن است . اوزون حسن که متوجه شد اگر جدی نباشد ، آرزو های خودش نیز برای حکومت بر ایران بزرگ بر آب خواهد شد. بلافاصله مبلغ مورد نیاز  یادگار محمدمیرزا  را در اختیاراو گذاشت . به شرط آنکه یادگار  میرزا ، سر ابو سعید را در اختیار او بگذارد.و ابو سعید که به ظاهر از طرف اوزون حسن بخشیده شده بود ، به جرم  قتل گوهر شاد بیگم  همسر شاهرخ پادشاه معروف تیموری ، و عمه  جهانشاه معدوم ، در بهار 1469 قصاص گشت . و سر او برای  سلطان ممالیک  به قاهره فرستاده شد.حسنعلی که در تبریز بنای خوشگذرانی بی  وقفه را  گذاشته بود ، با شنیدن این اخبار به همدان گریخت ولی توسط  پسر دیگر اوزون حسن،  اوغورلو محمد، دسئگیر و  کشته شد.و این آخرین مقاومت قره قو یونلو بود. و منا طق ثروتمند ایران شامل آذر بایجان به راحتی  در اختیار اوزون حسن قرار گرفت .او فرزندان خود را در همه مناطق  به سمت حکومت گمارد . یعقوب به حکم رانی  اصفهان و بعد ها ، آمد رسید.  اوغورلو محمد به فارس ، زینل به کرمان ، و مقصود به  بغداد  ، و خلیل  که  پس از مدتی جای اوغورلو محمد را که شورش کرده بود،در فارس گرفت . نتایج این فتوحات ، ازون را به یکی از مقتدر ترین  فرمانروایان  شرق  میانه تبدیل نمود.  سر زمین اصلی آق قویونلو اکنون مرز  و سر حد غربی حکومت او بود . و تمام ایران (به استثنای خراسان ) ، ارمنستان و بین النهرین(به  استثنای عراق عرب )  در اختیار او بود.البته گاه گاهی به خراسان نیز دست اندازی می نمود . ولی پیروزیهایش دوامی نداشت.

سال بعد بهار سال بعد  (1470) اوزون حسن به همراه حیدر  نه ساله شیرین زبان که همه جا  حتی در تمام نبرد ها همراه دائی خود  بود ،  وارد اردبیل شد . و حیدر برای اولین بار به بقعه مقدس خاندان خود پا گذاشت. عموی پدرش  ،شیخ جعفر او را با بی میلی کامل ، ولی با تشریفات  دوستانه  استقبال نمود . زیرا  حالا دیگر شوخی با سلطان مقتدر ایران،   که گناهان او را در همدستی با دشمنانش  جهانشاه ، حسنعلی ، و ابو سعید را به خاطر  قرابت با حیدر بخشیده بود، فرجام مناسبی نداشت . و به این ترتیب حیدر به عنوان  پیر و مرشد طریقت  در اردبیل منصوب گشت. تا با وجود سن کم جانشین شایسته ای برای پدرش گردد.ا وزون ، پس از آن جهت استقرار در پایتخت جدیدش  تبریز، به آن سو رفت.و تربیت حیدر به دست عموی پیر و سختگیر پدرش ، افتاد که به او فن ستاره شناسی را می آموخت . و کاملا تحت نظر مراقبت های سخت گیرانه ای که تا آخر عمر شیخ جعفر ادامه داشت ، بود. آمدن حیدر  باعث  رونق تازه  نهضت صفویان و هجوم زائران  به اردبیل  که اکثرا از نواحی غربی خزر تا آسیای صغیر به نام زائران رومی بودند ، گشت. از مناطقی چون قره مان  تکه و حمید ،شام یعنی سوریه ، گیلان و طالش و غیره ...

اوزون حسن بار دیگر مورد توجه اروپائیان قرار گزفت و از چنان شهرتی  برخوردار شد که امروز  داشتن تصور درستی از آن بسیار دشوار است. مغز متفکر جنگهای با عثمانی و ارتباط با اروپائیان کسی نبود جز کاترینا  یا همان دسپینا خاتون .که حالا بانوی اول دربار و ایران شده بود. ونیز، هم سفیری به نام کاترینو زنو در سال 1471 به دربار او فرستاده بود ه است.


 

انتقال پایتخت به تبریز امری بسیار پیچیده  بود ه است . زیرا فرهنگ حاکم  بر آ ق قویونلو ، هنوز فرهنگی عشایری بود . و

اداره  سرزمین پهناور ایران با آن سازگاری نداشت . عده زیادی از صاحب منصبان و افراد سرشناس شهر ، حاضر به  ترک

موطن خود و یا تغییر محل کار خود نبودند. و یا حد اقل به این سرعت مایل به این کار نبودند. بافت شهری تبریز از نظر حرف

و مشاغل  و برنامه های  قابل  اجرا ،  جهت روزمرگی  با شهر آمد ، بسیار متفاوت بود . به خصوص مسیحیان که کلیسا ها و

رفاهیات دیگر خود را از دست می دادند . البته زبان رایج  حکومت های قبلی تبریز نیز ترکی بوده است . ولی مسلما مشکلات

فراوانی با مردم  بومی سایر بلاد فارسی زبان داشته اند. عملا شهروندان عادی و صلح طلب نقاط فارسی زبان ایران ، آنها را

همانند غزنویان و سلجوقیان  یا ایلخانان مغول و حتی  قره قویونلوها ، که طی  یک  پیروزی جنگی  بر ایران حاکم شده بودند

مهاجم  و اشغالگرمی دانستند . شاید به همین دلایل ، فضلا و علما و بزرگان  در بار، تصمیم گرفتند  تا  لقب ابو نصر را برای

اوزون حسن انتخاب نمایند . ضمن  آنکه سلائق  مختلف  دربار سلطان حسن بیک  نیز زیاد  با  معماری شهر تبریز همخوانی

نداشت. دور شدن از مرزهای غربی او را قانع نمود تا دستور ساخت بیمارستانی مجهز به سبک کلیسائی را به پیشنهاد دسپینا

خاتون  به برادرش جهانگیر که با وساطت های مادرشان سارا خاتون همچنان حاکم ماردین بود ، بدهد.تا در صورت بروز یک

جنگ مرزی  به  وضع  زخمیان سریعتر رسیدگی  شود . از طرفی  این گونه  بیمارستان ها  مورد استفاده  مسافرین  نیز واقع

می گشت و به خصوص  تسهیلاتی بود جهت سفرای کشورهای غربی . ما نند  بار بارو که در سفرش از تبریز به  قبرس چند

روزی را  در آنجا استراحت  نموده  بود  و  به این ترتیب  چند  مهندس  ونیزی  به  دعوت  زنو  سفیر دائمی  ونیز در دربار

آق قویونلو به تبریز آمده تا تغییرات لازم درنقشه حاکم نشین جدید  تبریز را که قبلا توسط دانشمند ستاره شناس بزرگ ایرانی

علی قوشچی ، که به دربارحکومت جدید ایران آمده بود، و براساس خواسته سلطان  تهیه نموده بود، را مشخص نمایند. او که

پس از مطالعه وضعیت جغرافیائی شهر، تصمیم گرفته بود  تا محله حاکم نشین جدیدی را احداث نمایند، برای این منظور زمینی

در کنار نهر  صاحب آباد  در مجاورت تبریز را انتخاب نموده و نقشه  شهری آن را به تصویب سلطان رسانید. که البته نظرات

درویش  قاسم شقا دل  در مورد  مسجد  حسن بیک و مدرسه نصریه  که به تقلید از مدارس نظامیه خواجه نظام الملک طوسی

وزیر اعظم سلجوقیان، دارای آشپز خانه  بزرگی  بوده است ، که غذای دانشجویان و همچنین  بیمارستان را تامین  و مازاد بر

مصرف آنها را به صورت رایگان در اختیار مستمندان قرار می داده است. در آن  ملحوظ  شده بوده است.  اینجانب  بر اساس

گزارشات  مورخین از موقعیت  ساختمانهای  صاحب آباد ،  نقشه ای  را  ترسیم  نموده ام  که  به  شکل  زیر می باشد . ولی

چون بنا های آن  در گذر زمان ویران شده اند ، قابل اطمینان نمی باشد.

اما محتمل است که  بیمارستان ومیدان ورزشی  جزو تغییراتی بوده که مهند سین ونیزی بر آن  افزوده باشند. بیمارستان مذبور به سبک  بیمارستانهای  غربی که متصل و تحت اداره  یک کلیسا بوده اند، دیوار به دیوار مسجد اوزون حسن ساخته  شده بوده است. و دارای اطاقهای مفروش و مرفه بسیار بوده وبر سکوئی که با زنجیر فلزی نیز حمایت می شده تا از نزدیکی و ورود اسب ها و چهار پایان دیگر ممانعت شود ، ساخته شده و در استفاده از آب نهر  ، بر کاخ مقدم بوده است. از  کارهای دیگر او بازار زیبا ومعروف هشت گوش قیصریه تبریز است.

اوزون حسن با نظر  شقا دل چندین مسجد و بیش از  چهارصد خانقاه در نقاط مختلف کشور ، و پل بزرگی بر روی ابتدای فرات جهت حمله آسانتر به گرجستان ، احداث نمود.

 

 

ساختمانها در زمان اوزون حسن  آغاز گردیدند. ولی کاخ هشت بهشت در زمان جانشین عادلش سلطان یعقوب به اتمام رسید. و کاخ کوچکی که جایگاه تماشای مسابقات ورزشی نیز بوده است . و مهمانهای  خارجی نیز در آن به دیدار سلطان نائل می گشتند . مربوط به  سالهای آخر سلطنت وی بوده است.

علی قوشچی اولین نمونه فرار مغزهای مشرق زمین یا بهتر بگوئیم  نمونه مغزهای فراری شرق است . اتفاقی که  فقط پس از شکسته شدن دیوار حصار قسطنطنیه که عملا سدی در مقابل دانش و معارف مشرق زمین به غرب بود ، امکان پذیرشده بود. علی که دوست و همکار الغ بیک ، پادشاه دانشمند و دانش پرور تیموری درامور رصدخانه سمرقند بود، پس از مرگ الغ بیک و تعطیلی رصد خانه ، در سال 1470 در بازگشت از حج به دیدارامیرحسن بیک معروف  به  دانش پروری ، می رود. و مورد حد اکثر عنایت او واقع می گردد. تا اینکه یک سال بعد از طرف او به عنوان سفیر به دربار سلطان محمد دوم عثمانی گسیل می شود. سلطان عثمانی اورا به گرمی می پذیرد ، ولی بیش از حد معمول . زیرا او را به کلی از خدمت دولت ایران خارج و به استخدام خود درمی آورد . به طوری که در جنگ سال 1473 عثمانی  با ایران ، او در رکاب سلطان بوده و سپس  در استانبول ، کرسی تدریس در مدرسه ایاصوفیه با دستمزد روزانه  دویست آغچه معادل چهل مارک به او سپرده می شود. شهرت اوزون حسن دانشمندان معروف زیادی را به تبریز می کشانید . ولی خویشاوند گزینی که به خصوص در جریان اسباب کشی و تغییر پایتخت به تبریز ، و تاثیر فرهنگ جهانشاهی آهسته آهسته دربارش را فرا می گرفت ، که درباریان ، خویشان جاهل خود را به گزاف دانشمند می خواندند. و از حضور دانشمندان واقعی سایر بلاد ،  ناخوشنود می شدند ، باعث شده بود تا  در نگهداری آنها موفق نبوده باشد .درحقیقت  دانشمندان قلابی جائی برای دانشمندان واقعی نمی گذاشتند. و ترجیح می دادند هرگز در مباحثه ومقایسه کسی واقع نگردند.

 

مشاهدات بازرگان ونيزي                                                         

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برگشت به قسمت هفتم

فهرست اصلی

مشاهده قسمت  نهم


موزیک متن سریال سربداران- فراتر از ناشناخته

برچسبها : دسپینا،خاتون،خدیجه،بیگم،شیخ،جنید،صفوی،جهانشاه،سلطانیه، رود ارس ،آق قویونلو،قره باغ ، ،شاه،طرابوزان،ارزنجان،ارمنستان،گرجستان،کارتیل،قلعه،قره حصار، سلطان ،محمد، دوم،عثمانی،جلال الدین،خوارزم شاه ، مغولان، دیار بکر ،لودویکودابولنیا،فرانسیسکانی ، قاسم ، شقادل ، درویش ،پاپ،کالکست،پاپ،آمد،کالویوآنس ،آلکسیس ،پنجم،اوزون ،حسن،سلطان ،مراد،بیک،بایزید، ایلدرم،ابوسعید،تیموری،هرات،دراویش،صفوی، حسنعلی, گوهرشاد بیگم ، شاهزخ ،Fazlollah Namazi Meybodi،فضل الله نمازی میبدی،صاحب آباد، حسن آباد، ترجان ،کاخ هشت بهشت، مدرسه نصریه، علی قوشچی

آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 05 فروردین 1394 ساعت 01:31

افزودن نظر

دستورات حفظ اسرار کاربران در این تارنما فعال می باشد

کد امنیتی
تصویر جدید

محل کنونی شما