امروز شنبه 31 شهریور 1397 - Sat 09 22 2018

آخرین زمان بروزرسانی 07:27:13

خبر خوان

فیس بوک

تیوتر

سلطان اوزون حسن قسمت هفتم نبرد سرنوشت و سکه ها ی شاه

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
فهرست مقاله
سلطان اوزون حسن قسمت هفتم نبرد سرنوشت و سکه ها ی شاه
جنگ و گریز
همه مقالات

به نام خدا


زندگی اوزون حسن آق قویونلو - قسمت هفتم - نبرد سرنوشت

اقتباس و تنظیم داستانی از فضل الله نمازی میبدی

( Created by Fazlollah Namazi Meybodi)

اوزون حسن نامه ای به جهانشاه فرستاد و قرابت سببی بینشان که به واسطه خانواده شیخ جنید صفوی بوجود آمده بوده است و همچنین نژاد و دین  مشترکشان و احترامی که برای عرفان و طریقت و فرهنگ قائلند را یاد آور شد . و پیشنهاد اتحاد و دوستی را مطرح نمود. و درخواست نمود با جنگ برادر کشی زمستان سخت آینده را بر مردم ترکمان سخت تر ننماید  . ولی جهانشاه که اکنون بر سراسر ایران به جز خراسان بزرگ و دیار بکر مستقلانه حکومت می کرد ،  به نامه  ظاهرا خاضعانه  اوزون حسن دل خوش نموده و  تمام تابستان را دراردو گاه تابستانی خوی به فراغت گذراند. و تازه در ماه مهر به دشت موش در مرز آق قویونلو  وارد شده ، پیش روی را آغاز نمود .اوزون حسن به مقابله پرداخته ولی زد و خوردها در حد کنترل و جلوگیری از ایلغار  لشکریان جهانشاه به صورت محدود و چریکی انجام  می پذیرفت . واز حرکت جهانشاه در مسیر  او به سمت ارزنجان و کماخ و قره حصار جلوگیری نشد. و با بروز  سرما و زمستان  ، جنگ حالت رکود پیدا نمود. و جهانشاه  که اطرافیانش اکثرا از افراد بی لیاقت و راحت طلب وطماع و خوشگذران  که با هم خویشاوند نیز بودند ، و با استفاده از رابطه خویشاوندی به مناصبی که لیاقت آنرا نداشتند رسیده بودند. ومنفعت و راحتی خود را به  هر چیز دیگر ترجیح می داند و فساد مالی آنها به صورت تصاعدی رشد می نمود ، در ابتیاع آذوقه و علیق لازم در زمستان ، با مشکل مالی مواجه شد . و تحرکات پارتی سانی (روشی که پارتها ، به خصوص در زمان اشکانیان در جنگهای نا منظم دفاعی خود، ابتدا در مقابل یونانیان و سپس رومیها به کار می بردند. و با نابودی مزارع و تخلیه انبارها، دشمن را از تهیه آذوقه عاجز و وادار به عقب نشینی و درصورت امکان محاصره و شکست می نمودند . و به جنگ و گریزآنها معروف بود. که این واژه در گذر تاریخ سر از یونان  قرن بیستم و سپس بلوک شرق و آمریکای لاتین و مرکزی به نام مبارزات  پارتی زانی  در آورد.)  اوزون حسن ،  که  فروشندگان  محلی را از فروش مایحتاج  سپاه ، به  عوامل جهانشاه منع  می نمود ،جهانشاه وادار شد به دلیل کمبود آذوقه و علیق ،عده زیادی از سپاهیان خود را مرخص نماید. در حالیکه صلابت ارتش او به خاطر سرداران مفت خوار ، بی لیاقت و بی اطلاع از فنون واقعي  جنگی  نبود که صرفا یکدیگر را تمجید و تائید می نمودند. بلکه به خاطر سربازانی بود که برای کسب غنیمت ، سرداری را نپذیرفته بودند و اکنون مرخص می شدند.  از طرفی سرداران آق قویونلو هم که از طرح های او بی خبر بودند، در صدد منصرف نمودن اوزون حسن از ادامه جنگ بر آمدند.ولی او حاضر نشد موقعیت عالی که بر اثر نامه زیرکانه خود به دست  آورده بود را از دست بدهد. جهانشاه که سرانجام مجبور به بازگشت شده بود، مانند همیشه  عقب داران را به جلو فرستاد و خود در پشت سر آنها قرار گرفت . ولی در اردوگاه نزدیک  ناحیه مرزی چپخجور  با سوگلی های خود به میخوارگی پرداخته و از لشکر خود عقب ماند. اوزون حسن که همه جا سایه به سایه  او را تحت نظر داشت ، گلن ، یار همیشگی خود را مامور نمود تا از اوضاع  خیمه گاه  جهانشاه  خبر دقیق بیاورد. ادامه مطلب



آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 05 فروردین 1394 ساعت 00:56

افزودن نظر

دستورات حفظ اسرار کاربران در این تارنما فعال می باشد

کد امنیتی
تصویر جدید

محل کنونی شما