امروز شنبه 31 شهریور 1397 - Sat 09 22 2018

آخرین زمان بروزرسانی 07:27:13

خبر خوان

فیس بوک

تیوتر

سلطان اوزون حسن آق قویونلو بخش نخست

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
فهرست مقاله
سلطان اوزون حسن آق قویونلو بخش نخست
تنگنا در نبرد کماخ
تصمیم نهائی
همه مقالات

به نام خدا

 

 

 

زندگی سلطان اوزون حسن آق قویونلو- قسمت اول

اقتباس و تنظیم داستانی از فضل الله نمازی میبدی

( Created by Fazlollah Namazi Meybodi)


در لابلای کوچه پس کوچه های تاریخ کشورمان  شخصیت ها و

ماجرا هائی  وجود  دارند  که  اگر چه زیاد  مورد توجه  ما قرار

نگرفته اند ، ولی سرگذشت آنها  از لذت بخش ترین قسمت های

تاریخ ما می باشند. آیا براستی باید یک شخصیت تاریخی مرتبط

با  یک سلسله  بزرگ  و  بسیار موفق ،  یا معروف  و  متفاوت

باشد ،  تا  به آن اهمیت  بدهیم ؟ اوزون حسن یکی از این افراد

بزرگی است  که  متا سفانه  در میان خارجیان  شهرت بیشتری دارد تا در بین ایرانیان. و ما در این موقعیت داستان زندگی اورا  بیان خواهیم نمود .

مقدمه

دو قبیله ترکمانی قرا قویونلو (سیاه گوسفند )وآق قویونلو (سفید گوسفند ) در اواخر قرن سیزدهم میلادی  در زمان حکومت مغولان به آذر بایجان بزرگ ایران آنروز کوچ نمودند.ظاهرا پرچمهای  آنها مصور به تصویر گوسفندان سیاه و یا سفید بوده است .قرا قویونلو درارزنجان و سیواس و آقویونلو در ناحیه دیار بکر مستقر شدند.داستان ما از زمان عثمان بیک پدر بزرگ  اوزون حسن ملقب به قره ایلوک (زالوی سیاه) آغاز میگردد.او به دلیل خدمتی که به تیمور نموده بود حکومت سرزمینهای متصرفه خود را به دست آورد. واز ریاست یک قبیله به مقام سلطانی یک سرزمین  ارتقا یافت . ولی قره قویونلو ها قبلا در خاک آذربایجان ایران حکومت خود را تشکیل داده بودند.و در حقیقت قدرتمند تر از رقیب خود بودند . وحتی یکی از حکمرانان آنها به نام قره یوسف ، در مقابل تیمور به مقاومت پرداخت . نکته بسیارمهم این مقطع استثنائی تاریخ اینست که نه تیمور بهانه جو جهت قتل عام ، و نه آنها با وجود مذهب سنت و جماعت هرگز متعرض شیعیان مریدان شیوخ صفوی نگردیدند. وحتی به زیارت آنها و مقبره اجدادشان رفته ، با آنها صمیمیت و حتی وصلت نیز می نمودند البته با مسیحیان و غربیها نیز همین رفتار را داشته و ازمزاوجت ، اتحاد و مساعدت نظامی آنها بهره مند  می گردیدند .که اسناد و مکاتبات آنها از زمان تیمور با دولت های غربی مثل اسپانیا ،واتیکان ، یونان و طرابوزان و غیره ... موجود می باشد. در زمان عثمان بیگ  متصرفات آقویونلو به ضرر قره قویونلو توسعه و ارزنجان ،ماردین، رها (ادسا) و سیواس را متصرف شد. او در سال  1435 میلادی  در جنگ با رقیب خود قره قویونلوها  در نزدیک ارز روم  کشته شده است. پس از زالوی سیاه  پسرش علی بیگ پدراوزون حسن ، حاکم دیار بکر گردیده و تفوق سلطان مصر را که بر ممالیک (سوریه) حکومت میکرد و یکی از سه حکومت بزرگ  آنروزگار یعنی مصر و عثمانی و تیموریان بود را به رسمیت شمرد. در این زمان حکومت عثمانی به دست پسر سلطان بایزید ایلدروم که درجنگ و به دست تیمور اسیر و معدوم گردیدٰه بود ، بوده  . و شاید این مهمترین شکست عثمانیها در تاریخ خود و به خصوص پیش از فتح قسطنطنیه بوده است. ودر ایران  سلاطین آل مظفر(تنها سلاطین ایرانی پس از ساسانیان تا دوره زندیه)پس از کشته شدن یکی از شجاع ترین مردان تاریخی ایران یعنی شاه منصور مظفر در نبرد نابرابر با تیمور ، برچیده و قتل عام شده بودند.وشاهرخ پسر تیمور  حکمرانی می نمود.

علی بیگ به دست برادرش حمزه برکنار شد . و به  عثمانی پناهنده و از او و سلطان مصروممالیک ، تقاضای کمک نمود. این کشمکش ها باعث گردید تا جهانشاه قراقویونلو که تازه به قدرت رسیده و بسیارلایق و کاردان بود ، از موقعیت استفاده و بخش بزرگی از سرزمینهای آنها را متصرف شود . نامبرده که از قدرت صوفیان شیخ جنید نوه خواجه علی (معاصرومورد ستایش و مراحم  تیمور) ، نوه شیخ صفی الدین اردبیلی ، که ریاست فرقه و بقعه شیخ صفی الدین را به عهده داشت ، به حق و به درستی به وحشت افتاده بود ، به تحریک و کمک پدر زن خود جعفر ، عموی شیخ جنید ، او را از اردبیل راند و به طوری که خواهد آمد ، جنید سر از دربار آقویونلو در آورد.

به هر تقدیر علی بیگ در سال 1441 میلادی و به فاصله اندکی، برادرش حمزه از دنیا رفتند. و نوبت به  فرزندان علی بیک  یعنی جهانگیر و اوزون حسن (ترکیب صفت ترکی با نام عربی ، به معنی حسن قد بلند و یا دارای حسن و خوبی  بسیار زیاد که نشان ازفرهنگ خاص آنها و رواج هر سه زبان فارسی و عربی و ترکی  دربین ترکمانها ودر آناطولی داشته است .)هیجده ساله  و آغاز ماجرای اصلی داستان ما رسیده است . جهانگیر که درجنگهای  زمان پدرش بخش هائی از سر زمینهایشان را از قراقویونلو ها پس گرفته بود، از سال 1444 فرمان روا گردید.او تا سال 1453 میلادی  یعنی  سال فتح قسطنطنیه به دست همسایه اشان ، در حفظ صلح و آرامش و انتظام امور کشور خود کوشید . ئر این مدت یکی از عمو هایش،قاسم  به عثمانی پناهنده و دیگری شیخ حسن ، به رقیب همیشگی جهانشاه         بنا بر این او برادر خود ، اوزون حسن را به سرکوبی شیخ حسن فرستاد که عمو و پسر عمویش را در جنگ مغلوب وآنها کشته شدند. و سپس با پیروزی در مقابله با شورش ارزنجان و از آن پس حملات مقطعی به کردستان ، اوزون حسن نیز به جمع سرداران پیروز پیوست.

دنباله مطلب


 



آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 05 فروردین 1394 ساعت 13:02

افزودن نظر

دستورات حفظ اسرار کاربران در این تارنما فعال می باشد

کد امنیتی
تصویر جدید

محل کنونی شما